محمد تقي جعفري

46

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

و همهء ما مىدانيم كه طبيعت سودجوى آدمى چنان كه سرگذشت تاريخىاش نشان مىدهد ، همواره و در همهء شرايط آمادهء پذيرش نمىباشد ، اين عدم آمادگى ناشى از اينست كه اكثريت قريب باتفاق انسانها ، در « آنچه هست » چنان قالبگيرى ميشوند كه حتى گاهى احساس ركود در آن قالبگيرى براى آنان امكان ناپذير مىنمايد . بنا بر اين اجراى رسالت بايستى از سه مرحلهء دشوار عبور كند : 1 - آگاه ساختن انسانها به اين كه آنان در موقعيت « آنچه كه هست » قالبگيرى شده‌اند و بايستى از آن موقعيت براى وصول به « آنچه كه بايد باشد » ( آرمانها و ايده آلها ) بيرون بيايند . 2 - آماده ساختن مردمى كه آگاهى مزبور را بدست آورده‌اند براى پذيرش رسالت . 3 - اجراى رسالت . و چون عبور از سه مرحلهء مزبور واقعا خيلى دشوار مىباشد ، لذا توفيق انسانها در بارهء اجراى رسالت و پذيرش آن ، اندك بوده است . آرى اثبات زشتى گل بازى و گل آلود شدن و قابل درك ساختن زيبايى نظافت براى كودك كارى است بس دشوار ، انسانها در ميان حلقه‌هاى زنجير قالبگيرى نمىشوند ، مگر اين كه خوى كودكى به خود بگيرند . مولوى مىگويد : خلق اطفالند جز مرد خدا نيست بالغ جز رهيده از هوا گفت دنيا لهو و لعب است و شما كودكيد و راست فرمايد خدا هدف رسالت : در يك عبارت ساده و مختصر مىتوانيم بگوئيم : هدف رسالت عبارت است از « بقاى انسانيت در مجراى تحولات رو به كمال » اين جمله بعنوان هدف با مخالفت هيچ مكتبى روبرو نمىشود . اين همان آرمان است كه همهء پيشتازان جوامع بشرى در پى تحقق بخشيدن به آن كوشيده‌اند و پس از اين هم خواهند كوشيد . توقفى كه رسالت گاهگاهى در مسير تاريخى خود مىبيند و يأس و بدبينىها كه گاهى صاحبان رسالت را در خود فرو مىبرد ، بايستى مانند توقف ماشين براى گرفتن نيرو تلقى شود و يأس و بدبينىها بعنوان خستگىهاى موقّت و يا انتظار پيدا