محمد تقي جعفري

122

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

و مىدانيم كه اين بيگانگى درد آگينترين نوع « از خود بيگانگى » است كه پستى گرايان مىخواهند با توسل به عوامل گوناگون تخدير ، اين درد كشنده را ناديده بگيرند و از عذابش آسوده شوند ، در صورتى كه تخدير يك پديدهء موقت است كه از بين مىرود و بار ديگر آدمى رويا روى « خود بيگانه » قرار مىگيرد و عذاب تلخ هشيارى را مىچشد و سنگينى بار انديشه و آزادى موهوم را احساس مىنمايد و اين است پوچى حيات و عذاب درونى بدنبالش . در قرآن مجيد علت اين نوع بيگانگى و معلول آن كه اضطراب و عذاب زندگى است چنين آمده است : * ( « وَلا تُعْجِبْكَ أَمْوالُهُمْ وَأَوْلادُهُمْ إِنَّما يُرِيدُ الله أَنْ يُعَذِّبَهُمْ » ) * ( 1 ) ( جز اين نيست كه خدا مىخواهد آنان را در همين زندگى دنيا عذاب كند و « خود » هاى آن پست گرايان ربوده شود ) . خود هشيارى و الا را از دست ندهيم تا هشيارىهاى تناقض انگيز و آزادىهاى پالان گونه ما را به تخديرهاى گوناگون كه نتايج همهء آنها « از خود بيگانگى » است ، نكشاند آيا براستى ، قوانين عالم هستى ، پديدهء هشيارى تناقض انگيز و احساس آزادىهاى پالان گونه را ، مانند ميكربهاى كشنده در ما بوجود مىآورد ، سپس وسايل تخدير را براى از بين بردن آن هشيارى و آزادىها در اختيار ما مىگذارد ، همچنان كه عوامل از بين بردن ميكربها را در اختيار ما مىگذارد آيا اين همه انديشه‌ها و تعقلها كه اساسىترين عامل اثبات « خود » هستند : اى برادر تو همان انديشه اى ما بقى خود استخوان و ريشه اى سمّهايى هستند كه به مغز ما وارد مىگردند و ما بايستى براى دفع اين سموم كشنده ، دست به عوامل تخدير بزنيم دريغا ، كه منحصر ساختن هشيارىها و انديشه‌ها در آن جريانات روانى كه

--> ( 1 ) التوبه آيهء 55 و 85 .