خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : شهيدي )
28
نهج البلاغة ( فارسي )
نداشتهاند . سپس غارتگران ، پشتوارهها از مال مسلمانان بسته ، نه كشتهاى بر جاى نهاده و نه خسته ، به شهر خود بازگشتهاند . اگر از اين پس مرد مسلمانى از غم چنين حادثه بميرد ، چه جاى ملامت است ، كه در ديدهء من شايستهء چنين كرامت است . شگفتا ! به خدا كه هماهنگى اين مردم در باطل خويش ، و پراكندگى شما در حقّ خود ، دل را مىميراند ، و اندوه را تازه مىگرداند . زشت باديد و از اندوه برون نياييد ! كه آماج تير بلاييد ، بر شما غارت مىبرند و ننگى نداريد . با شما پيكار مىكنند و به جنگى دست نمىگشاييد . خدا را نافرمانى مىكنند و خشنودى مىنماييد . اگر در تابستان شما را بخوانم ، گوييد هوا سخت گرم است ، مهلتى ده تا گرما كمتر شود . اگر در زمستان فرمان دهم ، گوييد سخت سرد است ، فرصتى ده تا سرما از بلاد ما به در شود . شما كه از گرما و سرما چنين مىگريزيد ، با شمشير آخته كجا مىستيزيد ؟ اى نه مردان صورت مرد ، اى كم خردان ناز پرورد ! كاش شما را نديده بودم و نمىشناختم كه به خدا ، پايان اين آشنايى ندامت بود و دستاورد آن اندوه و حسرت . خدايتان بميراناد ! كه دلم از دست شما پر خون است و سينهام مالامال خشم شما مردم دون ، كه پياپى جرعهء اندوه به كامم مىريزيد ، و با نافرمانى و فروگذارى جانبم ، كار را بهم درمىآميزيد ، تا آنجا كه قريش مىگويد پسر و طالب دلير است امّا علم جنگ نمىداند . خدا پدرانشان را مزد دهاد ! كدام يك از آنان پيشتر از من در ميدان جنگ بوده و بيشتر از من نبرد يران را آزموده ؟ هنوز بيست سال نداشتم كه پا در معركه گذاشتم ، و اكنون ساليان عمرم از شصت فزون است . امّا ، آن را كه فرمان نبرند سررشتهء كار از برون است . ( 28 ) و از خطبههاى آن حضرت است همانا دنيا پشت كرده و بدرود گويان است ، و آخرت روى آورده و از