خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : شهيدي )
26
نهج البلاغة ( فارسي )
[ سپس امام ( ع ) از منبر فرود آمد . مىگويم ، [ « ارمية » جمع « رمىّ » و معنى آن « ابر » است ، و « حميم » تابستان بود و شاعر « ابر تابستانى » را ياد كرده ، از آن رو كه سبكبار است و زودگذر ، چه بارانى ندارد ، و ابر از آن رو كند رود كه پر از آب است ، و اين بيشتر در زمستان است . شاعر سواران قبيله را به خاطر شتاب آنان در پذيرفتن دعوت به هنگام فرياد خواهى ، به ابر تابستانى مانند كرده است كه گويد : « هنا لك لو دعوت اتاك منهم . » ] ( 26 ) و از خطبههاى آن حضرت است همانا خدا محمّد را برانگيخت ، تا مردمان را بترساند ، و فرمان خدا را چنان كه بايد رساند . آن هنگام شما اى مردم عرب ! بدترين آيين را برگزيده بوديد ، و در بدترين سراى خزيده . منزلگاهتان سنگستانهاى ناهموار ، همنشينتان گرزه مارهاى زهردار . آبتان تيره و ناگوار ، خوراكتان گلو آزار . خون يكديگر را ريزان ، از خويشاوند بريده و گريزان . بتهاتان همه جا بر پا ، پاى تا سر آلوده به خطا . و از اين خطبه است نگريستم و ديدم مرا يارى نيست ، و جز كسانم مددكارى نيست . دريغ آمدم كه آنان دست به ياريم گشايند ، مبادا كه به كام مرگ در آيند . ناچار خار غم در ديده شكسته ، نفس در سينه و گلو بسته ، از حقّ خود چشم پوشيدم و شربت تلخ شكيبايى نوشيدم .