خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : شهيدي )
20
نهج البلاغة ( فارسي )
( 18 ) و از سخنان آن حضرت است در نكوهش اختلاف راى عالمان دعوى نزد يكى از آنان برند ، و او رأى خود را در آن مىگويد ، و همان دعوى را بر ديگرى عرضه مىكنند و او به خلاف وى راه مىپويد . پس قاضيان فراهم مىشوند و نزد امامى كه آنان را قضاوت داده مىروند . او رأى همه را صواب مىشمارد . حالى كه خداى آنان يكى است ، پيامبرشان يكى است ، و كتابشان يكى است اين خلاف براى چيست - خدا گفته است به خلاف يكديگر روند و آنان فرمان خدا بردهاند ؟ يا آنان را از مخالفت نهى فرموده و نافرمانى او كردهاند ؟ يا آنچه خدا فرستاد دينى است كاسته ، و خدا در كامل ساختن آن از ايشان يارى خواسته ؟ يا آنان شريك اويند و حقّ دارند بگويند ، و خدا بايد خشنود باشد از راهى كه آنان مىپويند ؟ يا دينى كه خدا فرستاده تمام بوده و پيامبر ( ص ) در رساندن آن كوتاهى نموده ؟ حالى كه خداى سبحان گويد : « فرو نگذاشتيم در كتاب چيزى را » و گويد : در آن بيان هر چيزى است . و يادآور شده است كه بعض قرآن گواه بعض ديگر است ، و اختلافى در آن نيست ، و فرمود : « اگر از سوى خداى يكتا نيامده بود ، در آن اختلاف فراوان مىيافتند . » ظاهر قرآن زيباست ، باطن آن ژرف ناپيداست . عجايب آن سپرى نگردد ، غرايب آن به پايان نرسد ، و تاريكىها جز بدان زدوده نشود . ( 19 ) و از سخنان آن حضرت است [ كه به اشعث پسر قيس فرمود . امام بر منبر كوفه خطبه مىخواند ، در سخن او جملهاى آمد ، اشعث بر او خرده گرفت و گفت : اين سخن به زيان