خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : شهيدي )

19

نهج البلاغة ( فارسي )

و مردى كه پشتواره‌اى از نادانى فراهم ساخته ، و خود را ميان مردم نادان در انداخته . شتابان در تاريكى فتنه تازان ، كور در بستن پيمان سازش - ميان مردمان - . آدمى نمايان او را دانا ناميده‌اند و او نه چنان است ، چيزى را بسيار فراهم آورده كه اندكش بهتر از بسيار آن است . تا آن گاه كه از آب بدمزه سير شود ، و دانش بيهوده اندوزد - و دلير شود - ، پس ميان مردم به داورى نشيند و خود را عهده‌دار گشودن مشكل ديگرى بيند . و اگر كار سربسته‌اى نزد او ببرند ترّهاتى چند از رأى خود آماده گرداند ، و آن را صواب داند . كارها بر او مشتبه گرديده . عنكبوتى را ماند كه در بافته‌هاى تار خود خزيده ، نداند كه بر خطاست يا به حقيقت رسيده . اگر به صواب رفته باشد ، ترسد كه راه خطا پيموده ، و اگر به خطا رفته ، اميد دارد آنچه گفته صواب بوده . نادانى است كه راه جهالت پويد ، كورى است كه در تاريكى گمشدهء خود جويد . آنچه گويد نه از روى قطع و يقين گويد . به گفتن روايتها پردازد ، و چنان كه كاه بر باد دهند آن را زير و رو سازد . به خدا سوگند ، نه راه صدور حكم را دانسته است ، و نه منصبى را كه به عهدهء اوست ، شايسته است . آنچه را خود نپذيرد علم به حساب نيارد ، و جز مذهب خويش مذهبى را حق نشمارد . اگر حكمى را نداند ، آن را بپوشاند تا نادانىاش نهفته بماند . خون بيگناهان از حكم ستمكارانهء او در خروش است ، و فرياد ميراث بر باد رفتگان همه جا در گوش . گلهء خود را با خدا مىكنم از مردمى كه عمر خود را به نادانى به سر مىبرند ، و با گمراهى رخت از اين جهان به در مىبرند . كالايى خوارتر نزد آنان از كتاب خدا نيست ، اگر آن را چنان كه بايست خوانند ، و پر سودتر و گرانبهاتر از آن نباشد ، اگر آن را از معنى خويش برگردانند ، و نه نزد آنان چيزى از معروف است ناشناخته‌تر و شناخته‌تر از منكر .