خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : شهيدي )
3
نهج البلاغة ( فارسي )
هست ، از نيست به هستى در نيامده است . با هر چيز هست ، و همنشين و يار آن نيست ، و چيزى نيست كه از او تهى است . هر چه خواهد پديد آرد ، و نيازى به جنبش و وسيلت ندارد . از ازل بيناست و تا به ابد يكتاست ، دمسازى نداشته است تا از آن جدا افتد و بترسد كه تنهاست . آفرينش را آغاز كرد و آفريدگان را به يك بار پديد آورد ، بىآنكه انديشهاى به كار برد ، يا از آزمايشى سودى بردارد ، يا جنبشى پديد آرد يا پتيارهاى را به خدمت گمارد . از هر چيز بهنگام بپرداخت ، و اجزاى مخالف را با هم سازوار ساخت ، و هر طبيعت را اثرى بداد و آن اثر را در ذات آن نهاد . از آن پيش كه بيافريند به آفريدگان دانا بود ، و بر آغاز و انجامشان بينا ، و با سرشت و چگونگى آنان آشنا . سپس خداى پاك فضاهاى شكافته و كرانههاى كافته و هواى به آسمان و زمين راه يافته را پديد آورد ، و در آن آبى روان كرد . آبى كه موجهاى آن يكديگر را مىشكست ، و هر يك بر ديگرى مىنشست . آب را بر پشت بادى نهاد سخت وزنده و هر پايدارى را درهم شكننده . باد را بفرمود تا آب را باز دارد و فرو سو آمدنش نگذارد و در آن مرز بماند . هواى شكافته در زير باد به جريان ، و آب جهنده بر بالاى آن روان . سپس بادى نازا آفريد تا پياپى و سخت بوزيد ، از برخاستنگاهى دور و ناپديد . باد را بفرمود تا آب خروشنده را بگرداند و موج دريا را برانگيزاند . باد چنان كه گويى مشكى را مىجنباند يا در فضايى تهى مىراند ، سر آب را به پايان آن برد و جنبندهء آن را به آرام آن رساند تا آنكه كوههها از بر ، و كفها بر سرآورد ، پس خدا آن كف را در فراخ هوا و گسترده فضا بالا كرد ، و از آن هفت آسمان برآورد . فرودين آسمان موجى از سيلان بازداشته ، زبرين سقفى محفوظ ، بلند و افراشته ، بىهيچ ستون بالا رفته و بر پا ، و بىميخ و طناب استوار و برجا . پس آسمانها را به ستارههاى رخشان و كوكبهاى تابان بياراست ، و بفرمود تا خورشيد فروزان و ماه تابان ، در چرخ گردان و طارم سبك گذران و آسمان پر ستارهء روان ، به