خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : شهيدي )

مقدمة 17

نهج البلاغة ( فارسي )

هجرت و در حكومت صفويان صورت گرفته است . و ديرينه‌ترين ترجمه‌اى كه نشان آن را داشتند شرح و ترجمهء جلال الدين حسين بن شرف الدين اردبيلى معاصر اسماعيل صفوى است ، و پس از آن ترجمه و شرح ملا فتح اللَّه كاشانى متوفى به سال 988 كه آن را « تنبيه الغافلين » ناميده است و از آن پس شرحها و ترجمه‌هاى ديگر كه جستجو كننده براى اطلاع مىتواند به مقالهء « نهج البلاغه چيست » از دانشمند فقيد ، مرحوم ابن يوسف شيرازى مراجعه كند . اين مقاله يك بار به اختصار در فهرست كتابخانهء مدرسهء سپهسالار ( شهيد مطهرى ) و بار ديگر به تفصيل بيشتر و جداگانه در 1317 در چاپخانهء مجلس به چاپ رسيده است . اما اخيرا همكار دانشمند من آقاى دكتر جوينى استاد زبان و ادب فارسى در دانشكدهء ادبيات دانشگاه تهران كه مشغول تصحيح ترجمه‌اى از نهج البلاغه هستند ، در بارهء آن نوشته‌اند : « اين نسخه گرانبها را شاه عباس صفوى در سال 1017 درست يك سال پس از طلاكارى گنبد مطهر وقف حرم كرده است . مترجم ناشناخته و نامعلوم است فقط از روى قراين واژگان و سبك نگارش و موارد دستورى و ساير خصوصيات مىتوان حدس زد كه وى مىبايد هم زمان با ابو الفتوح رازى باشد يا اندكى از وى جلوتر يعنى در قرن پنجم و ششم مىزيسته است . » حدس آقاى دكتر جوينى تا چه اندازه با واقعيّت منطبق گردد ، پس از بررسى دقيق و اظهار نظر سبك شناسان مشخص خواهد شد . اما دور مىنمايد كه پس از گذشت پنجاه يا صد سال از گردآورى نهج البلاغه در بغداد ، فارسى زبانى در خراسان آن را به زبان خود بگرداند ، چه گذشته از صعوبت دسترسى به متن عربى آن در اين مدت كوتاه ، چنان كه مىدانيم تا سدهء هشتم از هجرت مذهب رايج در خراسان ، مذهب حنفى بوده است و از زمان اولجايتو و پس از مناظرهء علامهء حلى در حضور وى با علماى سنى و گردن نهادن اولجايتو به مذهب اماميه بود كه شيعيان اندك اندك نيرو گرفتند ، و مذهب تشيع در خراسان شيوع يافت . بارى چنان كه نوشتم - پس از انتشار اين