سيد محمد جزائري
70
نابغه فقه وحديث ، سيد نعمت الله جزائري
خواست آن را استنساخ كند اما به سبب موانع اين كار انجام نگرفت . نگارنده گويد : گويا براى سديد السلطنه بندرعباس متوفى در 1362 خواستهاند ، كه از اشراف علم دوست ، و صاحب تاليفات ، و همسفر مكه وى بوده ; زيرا در سفرنامه سديد السلطنه : 343 چنين آمده « سيد جعفر فرزند سيد عبد الصمد از سلاله نعمت اللّه جزائرى از بزرگان علما و ساكن شوشتر باشند از طريق جده بر مكه معظمه مشرف شده و از راه جبل مراجعت كردهاند و با همين كشتى خليفه به بصره و وطن خود معاودت مى نمايند . جلد دوم زهر الربيع از تاليفات مرحوم سيد نعمت اللّه كه به طبع نرسيده وعده فرمودند براى نگارنده از شوشتر بفرستند . . . » سپس علاّمه تهرانى ( قدس سره ) فرموده : يكى از نوههاى فاضل سيد جزائرى نقل نموده ، علت كمياب بودن اين جلد آن بوده كه آغاز تأليف زهر الربيع ، سيد حبيب اللّه فرزند سيد نعمت اللّه درگذشته و براى فراموش كردن اين مصيبت و رهائى از اين غم ، سيد شروع به نوشتن اين كتاب نموده و مطايباتى در آن آورده كه خود را به آن مشغول سازد و از اندوه منصرف نمايد ، پس از اتمام جلد اول كه تسكين و تسلى براى او حاصل گشت ، جلد دوم را خالى از آن مطالب نوشت بدين جهت مورد توجه عامه واقع نگرديد و استقبالى را كه از جلد اول نمودند از اين جلد به عمل نياوردند ، پس نسخههاى آن كم و نادر ماند ( 1 ) . نا گفته نماند كه زهر با فتح اول و سكون دوم چون تمر شكوفه را گويند و آن اسم جنس است كه براى مفرد آن تاء اضافه مىشود و اينكه بسيارى از عوام بلكه
--> ( 1 ) الذريعة 12 : 69 .