محمد تقي جعفري

25

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

كه قابل تصور است بيك موجود ديگر نيازمند باشد ، به همان مقدار آن موجود ناقص و از استقلال بىبهره مىباشد . چنين موجودى نمىتواند در ايجاد اثر و خاصيتهاى وجودى به طور نامحدود مؤثر بوده باشد ، در نتيجه تصور كوچكترين احتياج در بارهء خدا با مفهوم اصلى او سازش نخواهد داشت . با نظر به همين تعريف ، مىتوان عده‌اى از متفكرين را كه ترديد كننده در بارهء خدا معرفى شده‌اند ، از صاحب نظرى در اين مسئله بر كنار دانست ، زيرا ، خدايى كه آنان مورد ترديد قرار داده‌اند ، داراى مشخصاتى است كه با خداى حقيقى سازگار نيست ، چه رسد به اين كه مورد ترديد هم قرار بگيرد . از همين جا است كه من آقاى راسل را كه در بارهء خدا اظهار ترديد مىكند و به كلى منكرش نمىشود ، محتاطتر از ديگران تلقى مىكنم كه احتمال مىدهد خداى با آن مشخصات كه در ذهنش منعكس كرده است ، وجود داشته باشد . پس از اين ملاحظات دريافتى و منطقى بايد گفت : او كاملترين موجودات است و به هيچ موجودى حتى به ذات خود احتياجى ندارد . اگر كسى بگويد : من مىتوانم يك موجود برتر را مورد توجه قرار بدهم ، با اين حال وقتى در آن موجود كه مورد توجه من قرار گرفته است دقت مىكنم مىبينم : باز مفاهيم كميت و كيفيت و احتياج به علت در بارهء آن موجود براى من مطرح مىشود . مىگوييم شما اگر در بارهء آن موجود دريافت شده با مفاهيم مزبوره رو برو شديد ، بدانيد كه برترين موجود را دريافت نكرده‌ايد ، در اين هنگام همان موجود دريافت شده را از ذهن خود كنار بگذاريد و بالاتر برويد ، خواهيد ديد : باز ذهن شما از خلا مطلق گريزان شده در صدد دريافت برترين موجود بر مىآيد ، اين جستجو و گرايش تا دريافت برترين موجود ادامه خواهد يافت . در صعود ذهنى از مرتبه‌اى به مرتبهء بالاتر احتياج به آوردن فشار به ذهن نداريد ، فقط همين اندازه بكوشيد كه خودتان را متوقف نسازيد تا آن توجه عالى