محمد تقي جعفري

26

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

به برترين موجود به شما دست بدهد . بسيار خوب ، اكنون بايد به بينيم اين موجود كامل ، كه امكان و قابل توجه بودن او را براى بشر اثبات نموديم ، آيا حقيقتا و در واقع وجود دارد يا نه ؟ 5 - موجود كامل بايد واقعيت داشته باشد : پس از اين مقدمات مىگوييم توجه به چنين وجود با وصف عالىترين كمال ملازم واقعيت اوست . بدين معنا كه براى اعتراف به وجود او ، كافى است كه به مفهوم واقعى او توجه داشته باشيم . چنان كه ، به مجرد توجه به مثلث ، سه ضلعى بودن آن را بايستى تصديق نماىيم . و اگر بگوييم چنين توجهى نمىتواند وجود واقعى او را اثبات نمايد بايستى بيكى از سه امر زير استناد جوئيم : 1 - محال بودن وجود خدا . 2 - نداشتن علت . 3 - وجود مانع : در مباحث پيشين اثبات شد كه هيچ كس با هيچ دليل و شاهدى نتوانسته وجود خدا را نفى كند و بلكه بعضى از آنان مانند راسل تصريح كرده است كه من نمىگويم : خدا نيست ، بلكه مىگويم : من نمىدانم . و اما استناد نفى خدا به نداشتن علت ، يا وجود مانع . در موقع تحليل دقيق ، خواهيم ديد كه اين مفهوم از اين دو پديده بىنياز است ، زيرا اگر آن موجود احتياج به علت داشت ، كاملترين وجود نبود . همچنين اگر احتمال مانعى براى وجودش مىرفت ، نمىتوانست به عنوان كاملترين موجود مورد توجه قرار بگيرد . يعنى كمال مطلق با وابستگى به موجود ديگر سازش ندارد . و همچنين موضوع مانع ، زيرا معناى مانع اين است كه مقتضى براى وجود چيزى هست ، ولى عاملى وجود دارد كه از تحقق او جلو گيرى نموده است . و با اين كه ما فرض