محمد تقي جعفري
28
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
كنند ، و از شما اعراض نمايند ، از خندهء روانى شما كاسته نشود . اى بسا كس همچو آن شير ژيان صيد خود ناخورده رفته از جهان 50 - گمان مبريد كه هر چه را كه از آن خود مىدانيد ، از آن بهره مند خواهيد گشت . نقش حق را هم به امر حق شكن بر زجاجهء دوست سنگ دوست زن 51 - شمشير آن وسيلهء جراحى است كه تنها بايد عضو فاسد را از پيكر اجتماع به دستور اجتماع وخالق زندگى و مرگ قطع كند . گر طمع در آينه برخاستى در نفاق آن آينه چون ماستى گر ترازو را طمع بودى به مال راست كى گفتى ترازو وصف حال 52 - در آن هنگام كه ميزان سنجش طمع در حقيقتى كند كه مىخواهد آن را بسنجد وارزش واقعى آن را نشان بدهد از وظيفهء خود منحرف مىگردد . حرف حكمت بر زبان ناحكيم حيله هاى عاريت دان اى سليم 53 - به سخنان حكمت بافان حرفهاى وفلسفه فروشان خود نما گوش فرا ندهيد ، زيرا حكمت وفلسفه را براى صيقلى كردن ويترين فروشگاه من خود به كار مىبرند . پس بكش آن را كه بهر آن دنى هر دمى قصد عزيزى مىكنى 54 - براى از بين بردن فساد ريشه وعلت اصلى آن را بسوزانيد نه معلوماتش را شرط من جا بالحسن نى كردن است بل حسن را سوى يزدان بردن است 55 - مجرد انجام كار نيك فردى واجتماعى مهم نيست ، مهم آن است كه آن كار به حد نصاب خود برسد و به نتيجهء نهايىاش نائل گردد . اول فكر آخر آمد در عمل به نيت عالم چنان دان از ازل 56 - تمام موضوعات به وجود آمده به وسيلهء انسانها ، تبلورگاه انديشهء پيشين است چنان كه جهان هستى جلوه گاه مشيت الهى است