محمد تقي جعفري
583
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
بيشترى به دست بياورد . از انسان وانسانيت دفاع مىكند ، به اميد آن كه قدرتى بيشتر براى زندگى مادى در اين دنيا به دست بياورد . وبهر حال به قول جلال الدين تمام كوشش آنان در راه تحصيل نيروى نره خرى است ، نه مردانگى پيغمبرى . آنان نمىدانند كه انسان در آن حال كه مىتواند اسير قدرتهاى تصنعى خويش بوده باشد . مىتواند نيروى واقعى به دست بياورد كه بوسيلهء آن نيرو قدرتهاى صورى را در راه پيش برد انسان وانسانيت مهار وبسيج كند . گويى اكثريت مردم معتقد شدهاند كه براى به حركت آوردن ارابهء زندگى نره خر لازم دارند ، نه مردانگى انسانى وقتى كه بشر براى پيش بردن ارابهء زندگى ، نيروى خرانهء ماديت را انتخاب مىكند ، غافل از اين است كه تمام جويبارهاى آب حيات زندگى را در ريگزار خشكى مانند پول ومقام وشهرت فرو مىريزد وتباهش مىسازد تفسير ابيات خليفهء مصر خشم خود را كشت وپهلوان را احضار نمود . بهانهء دل پذيرى آورد كه من از اين كنيزك متنفر شدهام ، زيرا همسرم از رشگ اين كنيز ناله ها وناراحتىها دارد . و چون همسرم مادر فرزندانم است و حقوق زيادى بر گردن من دارد ، شايستهء جور وجفا نيست . او رشگ مىبرد و خون دل مىخورد وزندگانى براى او تلخ گشته است . اگر بخواهم اين كنيز را به كسى بدهم ، اى عزيز من ، تو از همه شايسته ترى ، زيرا كه تو در باره اش جانبازىها كردهاى . آنگاه خليفه كنيزك را به آن پهلوان عقد كرد وخشم وحرص خود را از بين برد - آرى ( ( 4025 ) ) گر بدش سستى ز نرىّ خران بود او را مردى پيغمبران