محمد تقي جعفري

381

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

انسانى را مجبور نمايد ، كارهاى خود خداوندى هم مسبوق به علم او است . زيرا يقينا خداوند هر كارى را كه انجام مىدهد ، مىداند ، بنا به استدلال مزبور اگر آن كار معلوم را انجام ندهد ، جاهل خواهد بود اين جواب نقضى است كه به استدلال داده شده است وپاسخى كاملًا منطقى است . اما حل خود مشكل به اين است كه علم خداوندى تنها به حلقهاى از زنجير كارهاى اختيارى انسانى متعلق نيست ، بلكه معلوم خداوندى كارهاى انسانى است با تمام مقدمات ونتايج آنها كه يكى از آنها هم اراده و تصميم و اختيار انسانى است كه عبارت است از سلطه ونظارت من به دو قطب مثبت ومنفى كار ، بنا بر اين اگر انسان اجبارى در صدور كار داشته باشد ، مخالف علم الهى است . نكتهء ديگر اين كه نقش بستن معلوم خداوندى در هندسهء كلى جهان هستى ، از جهتى شباهت به نقش بستن معلوم خود انسان است در تصرفات وتغييراتى كه در جهان طبيعت به وجود مىآورد ، هيچ جاى ترديد نيست كه يك مهندس ساختمان نقشهاى را كه روى كاغذ مىآورد وسپس آن را در يك ساختمان مجسم مىسازد ، با اين كه معلوم آن مهندس در سه مرحله سوبژگتيو ( ذهنى ) ومرحلهء رمزى نقشهء روى كاغذ وتجسم در مصالح ساختمانى متفاوت است ، با اين حال نمىتوان گفت : مهندس از كشيدن نقشه در روى كاغذ ، به آن نقشه جاهل بوده و پيش از پياده كردن آن نقشه در ساختمان ومجسم نمودن علم ذهنى ونقشهاى ، به وضع خاص ساختمان آگاه نبوده است . اين اطوار گوناگون علم كمترين نقص واختلالى به وحدت علم مهندس وارد نمىآورد . بنا به ملاحظات فوق علم خداوندى دليل اجبار انسانها در كار نمىباشد . يك اكتشاف عينى وتجربى در كارهاى انسانى در مقابل علم خداوندى به طور قطع حتى يك فرد در تاريخ بشرى در هيچ دوران وجامعه وشرايط ديده نشده است كه پيش از آن كه اقدام به كارى كند ، بنشيند و در انديشه هاى عريض و