محمد تقي جعفري
378
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
راه دوم - آشكار كند معلوم خودش را . ( 1 ) اگر اين مطلب را در نظر بگيريم كه مقصود از علم در بعضى از آيات معلوم است نه ذات علم مانند : « ولا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِه إِلَّا بِما شاءَ 2 : 255 » ( 2 ) ( و به چيزى از علم خداوندى احاطه ندارند مگر آن چه را كه خدا بخواهد ) . مشكل علم الهى با ظهور معلوم او در عالم هستى حل خواهد گشت . بدين معنى كه آزمايشهاى خداوندى با بروز نيتها وفعاليتهاى آزاد مردم معلوم خداوندى را در پهنهء هستى نمودار مىسازد . روشنترين آيهاى كه به اين معنى دلالت مىكند ، آيه ايست در سورهء فصّلت كه مىگويد : « و ما كُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ ولا أَبْصارُكُمْ ولا جُلُودُكُمْ ولكِنْ ظَنَنْتُمْ أَنَّ الله لا يَعْلَمُ كَثِيراً مِمَّا تَعْمَلُونَ 41 : 22 . » ( 3 ) ( شما نمىتوانيد شهادت گوش وديدگان وپوستهاى خودتان را مخفى كنيد ولى گمان كردهايد كه خداوند مقدار زيادى از كارهاى شما را نمىداند ) وآيهاى در سوره يس كه مىگويد : « اَلْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وتُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ 36 : 65 . » ( 4 ) ( امروز به دهانهاى آنان مهر مىزنيم ، دستهاى آنان با ما گفت گو مىكنند وپاهايشان به آن چه كه انجام دادهاند شهادت مىدهند ) . معناى اين دو آيه اين است كه معلوم خداوندى در اجزاء وپديده هاى عالم هستى نمودار مىشود . مانند قدرت وحكمت وعدالت او كه موقعى كه شعاع آن اوصاف به عالم هستى جارى مىشود ، در مجراى
--> ( 1 ) تفسير ابو الفتوح رازى . . ( 2 ) سوره البقره ، آيهء 256 . . ( 3 ) سوره فصّلت ، آيهء 22 . . ( 4 ) سوره يس ، آيهء 66 . .