محمد تقي جعفري

319

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

غالب شدن مكر روباه وزبون شدن خر از حرص ( ( 2817 ) ) خر بسى كوشيد واو را دفع گفت ليك جوع الكلب با خر بود جفت ( ( 2818 ) ) غالب آمد حرص وصبرش شد ضعيف بس گلوها را برد عشق رغيف ( ( 2819 ) ) زآن رسولى كش حقايق داد دست كاد فقر أن يكن كفر آمدست ( ( 2820 ) ) گشته بود آن خر مجاعت را اسير گفت اگر مكر است يك ره مرده گير ( ( 2821 ) ) زين عذاب جوع يارى وا رهم گر حيات اين است من مرده به ام ( ( 2822 ) ) گر خر اول توبه وسوگند خورد عاقبت هم از خرى خبطى بكرد ( ( 2823 ) ) حرص كور واحمق ونادان كند مرگ را بر احمقان آسان كند ( ( 2824 ) ) هست آسان مرگ بر جان خران كه نداند آب جان جاودان ( ( 2825 ) ) چون ندارد جان جاويدان سقى است جرأت او بر اجل از احمقى است ( ( 2826 ) ) جهد كن تا جان مخلد گرددت تا به روز مرگ برگى باشدت ( ( 2827 ) ) اعتمادش نيز بر رازق نبود كه برافشاند بر او از غيب جود ( ( 2828 ) ) تا كنونش فضل بىروزى نداشت گر چه گه گه بر تنش جوعى گماشت ( ( 2829 ) ) گر نباشد جوع صد رنج دگر از پىاش هيضه برآرد از تو سر روايت « عن الصادق عليه السلام - قال : كاد الفقر ان يكون كفرا وكاد الحسد ان يغلب القدر . » ( 1 ) ( امام صادق عليه السلام فرموده است : فقر نزديك به كفر است و نزديك است كه حسادت به قدر پيروز شود )

--> ( 1 ) امالى صدوق - نقل از سفينه ج 2 ص 378 . .