محمد تقي جعفري
320
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
( ( 2824 ) ) هست آسان مرگ بر جان خران كه نداند آب جان جاودان ( ( 2825 ) ) چون ندارد جان جاويدان سقى است جرأت او بر اجل از احمقى است ( ( 2826 ) ) جهد كن تا جان مخلد گرددت تا به روز مرگ برگى باشدت آنان كه براى شكستن قفس كالبد بدن مىشتابند ، براى آنست كه آب حيات جانشان خشكيده است ، لذا شكافتن بدن ومتلاشى ساختنش شگفت انگيز نخواهد بود . ما در مباحث گذشته مقدارى در بارهء خود كشى بررسى كردهايم . در اينجا نكتهاى را ياد آور مىشويم كه ممكن است مفيد باشد . در تاريخ 25 اسفند ماه 1354 بنا به دعوت دانشكدهء علوم دانشگاه مشهد مقدس در باره ى فلسفهء زندگى سخنرانى نمودم . در آغاز سخنرانى اين مطلب را مطرح نمودم : حضار عزيز ، من نمىتوانم فلسفهء زندگى را به شما توضيح بدهم ، بلكه تنها سؤال از فلسفه وهدف زندگى را تا حدودى مورد تشريح وتحليل قرار خواهم داد ، زيرا درك فلسفه وهدف زندگى مربوط به آن است كه آيا زندگى شما به خود شما مربوط است واحساس مىكنيد كه شما زندهايد ، يا نه ؟ اگر زندهايد و اين زندگى شما آلبومى پر از عكس وامضاى انسانهاى ديگر وعوامل طبيعت نيست ، بلكه به خودتان مستند است ، شما در اين صورت در فلسفه وهدف زندگى غوطه وريد و اگر زندگى شما به خودتان مربوط نيست ، بلكه هويت شما جايگاه متراكم شدهاى از رويدادهاى انسانى وطبيعى وجبرى است ، اين زندگى نه فلسفهاى دارد و نه هدفى ، زيرا شمايى وجود ندارد ، تا زنده باشيد وفلسفه وهدف آن را بجوييد ، حتى در اين صورت احساس حيات شما هم يا اعتيادى است و يا عكسى وامضايى از ديگران مىباشد .