محمد تقي جعفري

314

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

مناسبتر اين بود كه جلال الدين ارتباط من را با ساير قوا و كار گردانان وپديده هاى درونى انسانى ، متذكر مىگشت ، زيرا با يقين به تحقيق واقعى من وقوا و كار گردانان وپديده هاى متنوع درون كه هويتهاى مخصوص خود را حفظ مىكنند ، با اين حال ارتباط آنها با من با ارتباط ساير اجسام با يكديگر كه منشأ بالا وپائين و داخل وخارج و اتصال وانفصال است ، به هيچ وجه قابل مقايسه نمىباشد سپس جلال الدين در ابيات مربوطه مىخواهد اين نتيجه را بگيرد كه پديده هاى اين جهان مادى دو رويه دارد : رويه يكم ، رويه مجاور سطح طبيعت روان ما كه در اين رويه پديده ها همان هويتها وخواصى هستند كه در زندگى معمولى با ما در تماس مىباشند . كاغذ همان كاغذ است و فرش همان فرش است وشاخهء درخت همان شاخه درخت مىباشد . رويه دوم - حالت ارتباط اين پديده ها با جهان ديگر است كه عصاى چوبين اژدها است و آتش سوزاننده گلستان سرسبز وشاداب . اين مسئله را جلال الدين در دفترهاى پيشين هم متذكر شده است . تفسير ابيات شيخ ، آن مرد كار تا دو سال به گدايى مشغول بود . پس از آن ، دستور از طرف خدا آمد كه ديگر چيزى از كسى مخواه و فقط عطا كن و به بىنوايان ببخش و اين كارى است كه ما از غيب براى تو تعبيه كرده‌ايم هر كس از تو هر چيزى را كه از يك تا هزار بخواهد استنكاف مكن و دست به زير حصيرى كه روى آن نشستهاى ببر و بيرون آور وبذل كن . از گنج رحمت بىشمار وبىپايان ما بده و اگر خاك در دست تو طلا شود به مردم ارزانى بدار و هيچ مىانديش وعدالت ولطف الهى تو محدود ومتناهى نيست . كرم وعطاى خداوندى ما نه خسارتى در دنبال دارد و نه كاهشى ، نه پشيمانى پشت