محمد تقي جعفري

284

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

عاشق هجوم آورده و آن را كثيف ولجن مال مىكنند وهمهء فلاسفه وعرفا شايد در اين مطلب اتفاق نظر داشته باشند كه عشق الهى با كمترين بازيگرى محو ونابود مىشود . چنان كه وقتى انسان بخواهد از حكمتى كه در عمل جنسى جانوران مانند شتر وعقرب وكرگدن نهفته است ، به حكمت عاليهء خداوند در جهان هستى برسد ، نبايد خود انسان گرايش عشقى به كيفيت عمل جنسى جانوران مزبور پيدا كند تا حكمت بالغهء الهى را در جهان هستى بفهمد . همچنين دريافت عظمت حكمت الهى از جهان اتمها ونظم رو بناى طبيعت مستلزم آن نيست كه انسان خود را به الكترون وپروتونها ومزونها يا ساير جريانات رو بناى طبيعت عاشق بسازد ، يا عقل وانديشهء خود را به الكترون وپروتون عينى مبدل نمايد . 20 - محبت وعشق الهى چيست وچگونه قابل وصول است ؟ براى نزديك شدن به مفهوم محبت وعشق الهى ، مجبوريم از روشنايى مقدارى از معلومات ودريافت شده هاى خود استمداد كنيم . اگر پسر جوانى بيك دختر جوانى حقيقتا عشق بورزد ، و تمام خواص مستقيم و غير مستقيم عشق به دختر معشوق را دريابد . اين عشق مانند آب زلالى است كه از منبعى درآمده ورو به آميزش با مواد ديگر مىرود . چنان كه آب زلال هر چه به منبع نزديكتر مىشود نابتر مىگردد و هر چه به آميزش با اشياء ديگر نزديكتر مىشود صفا وناب بودن خود را از دست مىدهد ، همچنين است عشق ، هر چه كه به منبع زيبايى وعظمت جاذبيت خود معشوق نزديكتر مىشود نابتر و با عظمت تر مىشود و هر اندازه كه از منبع زيبايى وجاذبيت معشوق دور تر مىشود مخلوط وآميخته تر مىگردد ، مثلًا لباسهاى معشوق ، اطاق مخصوص او ، منزلى كه در آن سكنى دارد ، محلى كه منزل معشوق در آنجا است ، شهر ونژادى كه معشوق مربوط به آن است ، موادى است كه عشق شعاع خود را به آنها مىاندازد ، و هر يك از آن امور هر اندازه كه از ذات معشوق بيشتر فاصله بگيرد ، شعاع عشق