محمد تقي جعفري

282

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

ناطقه به قول ابن سينا ) ندارد ، ( 1 ) زيرا خود حيوانى به طور طبيعى از پذيرش مهار عقل و به طور كلى از پذيرش مهار من ايده آل و كار گردانانش امتناع مىورزد . بنا بر اين تصادم شديد چگونه مىتوانند با يكديگر در عشق كه حساسترين پديدهء روانى است اشتراك بدون مزاحمت داشته باشند بلى تقويت قوهء عقلانى وجمال يا بى فوق امور حيوانى مىتواند خود حيوانى را از فعاليت هدف دار جلو گيرى كند ، به اين معنى كه فعاليت خود حيوانى را تا حد بىطرفى وفعاليت ناخود آگاه غريزه تقليل بدهد . اما اين كه از طبيعت خود دست بردارد وآگاهانه از خود ايده آل تبعيت و يا با آن اشتراك بورزد ، در اين انسانها كه واقعيت نشان مىدهد وجود ندارد . اين حقيقت را سن توماس نيز متذكر شده است ( 2 ) اين اعتراض به روش صدر المتالهين نيز وارد است كه مطابق ابن سينا گفته وعشق مجازى را پلى براى عشق حقيقى تلقى كرده است . 19 - مطلب دوم - ميان عشق بيك موضوع و درك زيبايى و كمال آن ، تفاوت زياد وجود دارد ، آن چه كه مىتواند مقدمهاى براى عشق حقيقى باشد ، دومى است نه اولى در اين كه اشياء ونمودهاى موجود در عالم هستى اعم از انسان و غير انسان به سه پديدهء زشت وزيبا وبىطرف از نظر انسان تقسيم مىشود ، جايى براى كوچكترين

--> ( 1 ) عبارت ابن سينا چنين است : « والرابعة - ان النفس النطقية والحيوانية ايضاً لجوارها للنطقية ابدا تعشقان كل شيء من حسن النظم والتأليف . . » . . ( نفس ناطقه ونفس حيوانى نيز به جهت مجاورت با نفس ناطقه همواره هر چيزى را كه داراى حسن نظم وتركيب است مورد عشق قرار مىدهد . . ( 2 ) خلاصه فلسفه ، پول فولكيه ، ص 443 . .