محمد تقي جعفري
191
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
ما بايد با فنون مكر پردازى توبهء او را بشكنيم ، آرى كار ما همين است و ما دشمن عقل وتعهد وپيمانيم . كله خر را فرزندان ما به جاى توپ پيش پايشان انداخته و آن را به اين سو و آن سو مىزنند و همين خر است كه انديشه ى او بازيچهء داستانهاى آدميان است . اين عقول ساخته شده جريانات طبيعى ، محلى در مقابل عقل سليم و خدا دادى ما ندارد ، دانايى محصول عطارد وزحل كجا ودانش معلول داد ولطف خداوند لطيف كجا ؟ لابلاى طغراى وجود ما مالامال از علم الاسماء وعلم خداوندى مقصد نهايى ما است . ما تربيت يافته آن خورشيد فروزانيم كه دايما دم از سبحان ربى الاعلى مىزنيم . اگر هم خر صدها تجربه داشته باشد دمدمه ها وافسونگرىهاى من دانش تجربه او را در هم خواهد شكست ، تا آن پست عنصر وسست خو توبه اش را بشكند وعواقب شومش دامن گيرش شود .