محمد تقي جعفري
178
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
جنبهء ثانوى پيدا مىكند ، يعنى منظور اولى انسان در نتايجى كه مىگيرد ، ملاحظه وتوجيه موقعيت خود او در محيط و اجتماع است ، وخواسته اجتماع در مرحله ى بعدى وثانوى قرار مىگيرد ، زيرا فرد انسانى مثلًا يك كارگر يا يك متفكر معمولًا با داشتن موقعيت كارگرى و يا تفكر مسائل اجتماعى را در نظر خواهد گرفت . در صورتى كه فرد در مواقع قرار گرفتن جزئى از جمعيت در حال هيجان وتحرك به سوى ايده آل دسته جمعى هويت خود را فراموش نموده ، جمعيت را خود واقعى مىپندارد ، ولازمهء فراموش كردن هويت شخصى خود ، ناديده گرفتن انديشه واراده و تصميم شخصى خويش است . حالت سوم - قرار گرفتن فردى از انسان به عنوان جزئى از جمعيت متشكل در حال استقرار عادى در اين حالت فرد مانند حالت دوم به كلى منفى نمىشود ، ولى زمينه كيفيت زندگى او را محصولى از تفاعل افراد وطبقات در مجتمع مانند محصول تفاعل چند عنصر شيميايى تفسير وتوجيه مىنمايد . اين زمينه غالباً بلكه در اكثريت قريب به اتفاق افراد انسانى موضوعى است كه مورد آگاهى انسان نيست . به اين معنى كه كارگر يا يك نويسنده يا يك مامور اجراء ، زندگى مخصوص به خود را در پيش گرفته و راه آن زندگى را مىپيمايد ، بدون اين كه توانايى تحليل نهايى خصوصيت آن زندگى مخصوص را داشته باشد ، ولى غالباً هويت شخصى خود را فراموش ننموده و آن را در خواسته ها وتصميمات جمعيت مستهلك نمىبيند وتفاوت دو فرد از انسان در حالت دوم و سوم در همين نكته است كه متذكر شديم . حساسترين وخطرناكترين حالات سه گانهء انسانى حالت دوم است خاصيت تلقين پذيرى آدمى در عين حال كه مىتواند از نظر تعليم و تربيت وبهداشت و تكامل روانى بسيار سود بخش بوده باشد ، همچنين مىتواند از نظر عوامل