محمد تقي جعفري

177

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

اين ادعا را بدون تحقيق همه جانبه اشاعه مىدهند و اين موضوع را متذكر نمىشوند كه مقصودشان از مردم چه كسانى و در چه شرايطى هستند ؟ اگر مردم را يكايك در نظر بگيريم ، آگاهى وتعقل وهوش وابتكارشان طورى است و در حال ارتباط جمعيتى طور ديگر و در حال ارتباط جمعيتى ، در موقع هيجان وتحرك دسته جمعى وضع مخصوصى را ايجاب مىكند وزمان استقرار وآرامش ، وضع روانى ديگرى را بنا بر اين ما بايستى انسانها را در سه حالت متنوع مورد بررسى قرار بدهيم : حالت يكم - انسان در حال انفراد اين انسان موجوديست كه از نيروها ومواد وپديده هاى متنوعى تبلور يافته است ، قدرتى دارد وانديشهاى واستعدادى . اگر چه عوامل محيط و اجتماع در يك انسان در حال فردى اثر به سزايى دارد ولى جاى ترديد نيست كه اگر نيروهاى اجتماعى به طور اجبار نتوانند او را دچار چوبهء خواسته هاى تحميلىشان زندانى كنند ، او مىتواند شخصيتى داشته باشد با نيروها وپديده هاى روانى مخصوص به خود . زيرا هر انسانى پيش از آن كه در معرض دستبرد عوامل محيط و اجتماع قرار بگيرد ، موجودى است كه مايه مخصوص به خود دارد و بلكه اگر خمير مايه هاى خصوصى او نيرومندتر بوده باشد ، مىتواند عوامل محيط و اجتماع را به خواسته خود تغيير بدهد . حالت دوم - قرار گرفتن انسان به عنوان جزئى از جمعيت در حال هيجان وحركت به سوى ايده آل وضع روانى هر فردى از انسانها در اين حالت با وضع روانى او در حال فردى فوق العاده متفاوت است . در حالت فردى مبادى وريشه هاى انديشه واراده و تصميم آدمى مخلوطى از عوامل محيط و اجتماع وهويت روانى مخصوص به او است ، چنان كه در بالا اشاره كرديم ، اما از حيث نتايج انديشه واراده و تصميم وعوامل محيطى واجتماعى