محمد تقي جعفري

99

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

بر نادانان باز گو نكنيد ، اگر به آنان از حكمت بگوييد ، ستم بر آنان كرده‌ايد وحكمت را از اهل حكمت ممنوع نكنيد ، اگر ممنوع كنيد به آنان ستم ورزيده‌ايد ) . « روى الكشى عن ابى جعفر البصرى ، قال دخلت مع يونس بن عبد الرحمن على الرضا عليه السلام فشكا اليه ما يلقى من اصحابه من الوقيعه ، قال الرضا عليه السلام : دارهم فان عقولهم لا تبلغ . » ( 1 ) ( كشى از ابو جعفر بصرى نقل مىكند كه با يونس بن عبد الرحمن به حضرت على بن موسى الرضا عليه السلام وارد شديم ، يونس از اعتراضاتى كه يارانش به او مىكردند به حضرت رضا عليه السلام شكايت كرد . آن حضرت فرمود : ( با آنان مدارا كن ، زيرا عقولشان به رشد وبلوغ نرسيده است ) . « وعن ذريح المحاربى قال سألت ابا عبد الله عليه السلام عن جابر الجعفى و ما روى فلم يجبنى واظنه قال : وسألته ثانيا و لم يجبنى ، فسألته الثالثه ، فقال لى يا ذريح ، دع ذكر جابر فان السفله اذا سمعوا باحاديثه شنعوا او قال اذاعوا . » ( 2 ) ( و از ذريح محاربى نقل شده است كه مىگويد : از امام صادق عليه السلام در بارهء جابر جعفى ورواياتى كه مىگويد ، پرسيدم [ و گمان مىكنم كه ذريح گفت : دومين بار پرسيدم باز جواب نداد ، دفعهء سوم كه پرسيدم ، فرمود : اى ذريح از جابر صحبت مكن ، زيرا مردم پست هنگامى كه احاديث او را مىشنوند ، او را تشنيع ( به او اعتراض مىكنند وتقبيحش ) مىنمايند ، [ يا فرمود : ] اسرارى را كه او مىگويد فاش مىنمايند ) . مضمون وجود اسرار در نزد ائمه معصومين عليه السلام و اين كه بعضى از آن اسرار را به خواص ياران خودشان ابراز فرموده‌اند در روايات زيادى آمده است كه ما تنها به ذكر بعضى از اشخاص آنها كفايت مىكنيم ، از آن جمله :

--> ( 1 ) مصابيح الانوار ، ج 1 ص 353 . . ( 2 ) مصابيح الانوار ، ج 1 ص 353 . .