محمد تقي جعفري

4

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

بيشترى بايد مبذول بداريم . ما چند مطلب را در اين مورد ، در اختيار خوانندگان محترم مىگذاريم ، شايد به عنوان مقدمه‌اى براى تحقيقات نهايى در مورد بحث ما مفيد باشد . غالباً در بيان قلمرو فعاليتهاى مغزى انسانى يك اشتباه بزرگ وجود دارد كه بايد به آن اشتباه متوجه شويم و آن اين است كه تقسيم قلمرو فعاليت مغز به دو صحنهء متمايز درون ذاتى وبرون ذاتى ، يك تقسيم سطحى است كه متاسفانه افراد فراوانى از فلاسفه ومتفكرين متوسط مىپذيرند . دليل نادرست بودن اين تقسيم را چنان كه فعلًا بيان مىكنيم مورد قبول همهء متفكرين است ، ولى اشتباهشان در اين است كه آن دليل را در تقسيم قلمرو فعاليت مغز مراعات نمىكنند . آن دليل عبارت است از دخالت بازيگرى ادراك كننده در شىء ادراك شده و به اصطلاح كانت همواره ما با « شىء براى ما » تماس مىگيريم ، نه شىء آن چنان كه هست . البته ما از اين دسته افراطيون كه مىگويند : ما هرگز اطلاعى از شىء فى نفسه نداريم ، نيستيم ، بلكه ما آن حدود معقول ومحسوس بازيگرى را كه گريبان حواس ومغز ما را محكم گرفته مىپذيريم و در تفكرات خود اين پديده ها را مراعات مىكنيم ، زيرا مرتفعترين كوه را از دور به اندازهء يك تپهء ناچيز وپنكه در حال حركت را دايره واختلاف نظرمان را در شادىها واندوه ها وحالات گوناگون عصبى وتموجات روانى در بارهء جهان و انسان ، نمىتوانيم ناديده بگيريم . ما نمىگوييم درون عين برون ، وبرون عين درون است ، زيرا اين مطلب بديهىتر از آن است كه ما وقت خود را تلف كنيم واثبات كنيم كه ساختمان مغز ونيروهايى كه در آن وجود دارد از سنخ ديوار وقلم وآهن و سنگ نيست ، زيرا مسلم است كه عوامل ومحصولات فعاليتهاى مغزى وروانى از قبيل قدرت تجسم ووجدان والهامات اكتشافى واراده وانتخاب و خود آگاهى از اختصاصات درون آدمى