محمد تقي جعفري

18

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

تشبيه و تمثيل و تنظير و تجسيم است . شايد بتوانيم قاطعانه ادعا كنيم كه هيچ فردى از انسان در اين دنيا بدون احتياج به امور چهارگانه زندگى نكرده است و پس از اين همچنين انسانى به وجود نخواهد آمد ، زيرا - محدوديت معلومات اندوختهء مغزى و محدوديت ديدگاههاى عينى از يك طرف و هدف گيرىها و وسيله جويىهاى نسبى از طرف ديگر ، هرگز اجازه نمىدهد كه يك انسان هر چه را كه بخواهد در هر حال و هر گونه شرايط كاملًا و همه جانبه بداند ، اگر چه اين محدوديتها براى ابد از هيچ انسان معمولى بر طرف نخواهد گشت ، ولى عملا تاريخ انسانى چنين نشان مىدهد كه بشر همواره در راه دانستنىها تكاپوى جدى و حياتى داشته است و دانستن اين كه محدوديتهاى فوق هرگز دست از گريبان او نخواهد كشيد او را مايوس نساخته و همين اميد وصول به دانستنىها ، زندگى طولانى و رو به گسترش و افزايش ارتباطات او با انسان و طبيعت را براى او امكان پذير ساخته است . امور چهارگانه ( تشبيه و تمثيل و تنظير و تجسيم ) كمك شايانى را در رفع نسبى محدوديتهاى فوق براى انسان نموده است . بشر با تشبيه و تمثيل توانسته است موضوعات و رويدادهاى پوشيده و دور از ديدگاه را بهم نوع خود قابل درك بسازد ، جهات غير عينى مانند امكان و لزوم و امتناع را با تنظير به مخاطب خود بفهماند ، به طور كلى معقولات و معنويات را با تشبيه به محسوسات قابل هضم بسازد . از زيبايىها و زشتىهاى عينى بزيبايىها و زشتىهاى اخلاقى راهى بيابد از جمادات و نباتات و حيوانات وجه شبه ها انتزاع كند و مقاصد خود را در بارهء انسانها توضيح بدهد . به اضافهء اين كه هيچ وسيله‌اى مانند امور چهارگانه نمىتواند كمبود الفاظ را در مقابل معانى و مفاهيمى كه بشر با آنها سر و كار دارد جبران نمايد . آيا اين احتياج از نقص موجوديت بشرى است ؟ ممكن است به سؤال فوق پاسخ مثبت داده شود و گفته شود كه آرى ، محدوديت