محمد تقي جعفري
586
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
( ( 4074 ) ) اين چنين ساحر درون توست سر ان فى الوسواس سحرا مستمر ( ( 4075 ) ) اندر آن عالم كه هست اين سحرها ساحران هستند جادويى گشا ( ( 4076 ) ) اندر آن صحرا كه رست اين زهر تر نيز روييده است ترياق اى پسر ( ( 4077 ) ) گويدت ترياق از من جو سپر كه ز زهرم من به تو نزديكتر ( ( 4078 ) ) گفت او سحر است و ويرانى تو گفت من سحر است و دفع سحر او ( ( 4079 ) ) گفت پيغمبر كه ان فى البيان سحراً و حق گفت آن خوش پهلوان ليك سحرى دفع سحر ساحران مايهء ترياك باشد در بيان آن بيان اوليا و اصفياست كز همه اغراض نفسانى جداست حاصل آن كز زهر نفس دون گريز نوش كن ترياق مر شد چست و تيز اين طلسم سحر نفس اندر شكن سوى گنج پير كامل نقب زن بس دراز است اين سوى آغاز ران جانب مهمان و مسجد باز ران زين گذر من باز تا مسجد بيا قصهء مهمان بگو و ان ماجرا آيه « وَإِذْ زَيَّنَ لَهُمُ اَلشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ وَقالَ لا غالِبَ لَكُمُ اَلْيَوْمَ مِنَ اَلنَّاسِ وَإِنِّي جارٌ لَكُمْ فَلَمَّا تَراءَتِ اَلْفِئَتانِ نَكَصَ عَلى عَقِبَيْه وَقالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكُمْ إِنِّي أَرى ما لا تَرَوْنَ إِنِّي أَخافُ الله وَالله شَدِيدُ اَلْعِقابِ . » 8 : 48 ( 1 ) و در آن هنگام كه شيطان كارهاى آنان را به خودشان آراسته نشان داد و گفت امروز بر شما كسى از مردم پيروزيست و من ياور و دفاع كننده از شما هستيم . وقتى كه دو گروه صف آرايى كرده و در روى هم قرار گرفتند ، شيطان به عقب برگشت و گفت : من از شما بيزارم چيزى را مىبينم كه شما مىبينيد من از خدا مىترسم و خدا عذاب سخت مىدهد ) . « لَقَدْ نَصَرَكُمُ الله فِي مَواطِنَ كَثِيرَةٍ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ
--> ( 1 ) سوره الانفال ، آيهء 48 . .