محمد تقي جعفري

481

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

اين جملهء ( مات زيد ) را در نظر بگيريد ، زيد را در اين جمله فاعل خواهيد يافت . فاعل چيست ؟ فعاليتى در موت وجود ندارد ، اين يك تركيب ظاهرى و قانون نحو است كه زيد را فاعل معرفى مىكند ، مردن زيد يعنى ركود و نابودى او ، اگر به حقيقت زيد در جمله دقت كنيد ، خواهيد ديد اين بىنوا مفعول است و مرگ قاتل اوست . باز چه مىگويم ؟ فاعل يعنى چه ؟ اين زيد بىچاره چنان مفلوك و مقهور مرگ شده است كه هر گونه فاعليت از او محو شده است .