محمد تقي جعفري

392

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

بنا به قانون مزبور شناسايى صحيح غائلهء مرگ بفهميدن حقيقت و پديدهء زندگى پيوستگى دارد . دوم - اين كه : اندازهء رسمى بودن هر موضوع و قانونى در قلمرو فلسفه و علوم با ثبوت جزمى يا اطمينانى و يا احتمالى آن موضوع و قانون ارتباط دارد » هر حقيقتى كه در علوم يا فلسفه بدرجهء نهايى اثبات برسد ، آن حقيقت از رسميت كامل برخوردار است . چنان كه اگر با كمك فرض و تئورى بدون اين كه بدرجهء نهايى اثبات برسد « روشنايى جزئى پيدا كند » به همان اندازهء مشخص برسميت جزئى شناخته مىشود . مثلًا امروز مركب بودن آب از دو عنصر اكسيژن و هيدروژن حقيقت رسمى است . بدين معنى اگر كميت رسمى بودن هر حقيقتى را صد درجه قرار داد كنيم ، پديده مزبور همان كميت را دارا است . ولى رابطهء عدم حتميت در فيزيك يك قضيه رسمى حتمى نمىباشد . پس از روشن شدن اين دو مسئله مىگوييم : غائله مرگ يكى از آن پديده هايى است كه به دو سبب از جنبهء شناسايى در قلمرو علوم و فلسفه غير رسمى بوده و بحدود صد درجه معلوميت نرسيده است . جهت يكم - مجهول بودن حقيقت زندگى است كه موجب تاريكى حقيقت مرگ گشته است ، براى توضيح اين جمله محتاجيم كه نظرى به پديدهء زندگى و حقيقت آن بيندازيم : 2 - نظرى به حقيقت و پديدهء زندگى در مقابل مرگ نتيجه‌اى كه از بذل مساعى و تلاشهاى طاقت فرسا در قرون اخير در ميدانهاى مختلف زيست شناسى نصيب معارف بشرى گشته است ، متجاوز از ده نظريه را در حقيقت و پديدهء زندگى مورد مطالعه دانشمندان و در درجه دوم مورد دقت فلاسفه قرار داده است ، مىتوان گفت : هر يك از آن نظريات و بررسىها با عينكهاى مختلفى انجام گرفته است . همه مىدانيم كه قدرت غير قابل مناقشهء قوانين مكانيكى در رو بناى