محمد تقي جعفري

393

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

جريانات طبيعى به معناى اعم در افكار دانشمندان اقتضا كرده است كه پديده هاى حياتى را نيز يك عده مسائل ساده مكانيكى جلوه دهند . البته اين روش تا آن جا كه نمود و نتيجه كاوش وابسته به عوامل طبيعى است پيروزى و رسميت قابل توجهى پيدا نموده است . مثلًا گفته مىشود خاصيت سلول فلان پديده است . ماده كلوئيدى يا سريشمى چنين اقتضا مىكند ، در حالت انفراد فعاليت معين و در حال اجتماع خواص ديگرى دارند . روشنايى علمى ما در اين حدود قابل توجه و تا اندازه‌اى موضوع زندگى را از محبوس شدن در زندان خيال رهايى مىبخشد . ولى نكته با اهميتترى كه افكار بشرى در جستجوى راه حل آن بسر مىبرد ، اين است كه آيا اين مقدار روشنايى موضوع ، تمامى آرمان علمى و فلسفى واقعى ما را راجع به حقيقت و پديده زندگى بر مىآورد . و اگر چنين فرض شود كه امثال هنرى برگسون كه از حيث عدد و قدرت فكرى كمتر از امثال لوب نيستند ، به كدامين علت در حقيقت زندگى با فرمولهاى وسيع و طولانى فلسفه نظر نموده ، گاهى هم از خستگى بشعر سرودن مىپردازند ؟ تعيين مواد زندگى و فعاليتها و چگونگى خواص آنها شبيه به تعيين مواد مخ و فعاليتها و چگونگى خواص آنها است : بلى هيچ كس منكر نيست كه مواد مغزى عبارت از سلولها و اعصاب مختلف الشكل و بافتهاى دقيق است . همچنين تا حدود زيادى روشن است كه هر يك از حافظه و تخيلات و اراده و تفكر مراكز مادى معينى دارند ، با همهء اين روشنايىها دستگاه روان شناسى را نمىتوان به اجبار با قوانين