محمد تقي جعفري

339

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

بنى آدم به دست نمىآورند . دليل دومى كه جلال الدين براى اثبات اختيار مىآورد ، موضوع مدح و ستايش است كه شايستهء افراد نيك كردار است ، زيرا اگر كار نيكو بدون اختيار صورت بگيرد ، آن كار قابل توصيف است ، نه قابل مدح و ستايش . اين مطلب هم از يك جهت درست است و از جهت ديگر صحيح به نظر نمىرسد ، زيرا اگر مدح و ستايش مانند ماليدن روغن به ماشين بوده باشد كه كار خود را مطابق وضع مطلوب انجام بدهد ، دليلى براى اختيار نمىباشد ، چنان كه مذمت و تقبيح با اين ديدگاه مانند چكش زدن و ذوب كردن آهن است براى هدفهاى مطلوب . ولى از آن جهت كه مدح و ستايش به طور صد در صد متوجه شخصيت آدم نيك كردار مىشود ، بدان دليل كه سر دو راهىها توقف نموده سنجشها صورت داده و بدون اين كه تحت تأثير يك انگيزهء ماشينى قرار بگيرد ، راه عالى و انسانى را پيش گرفته است ، مىتواند دليل اختيار بوده باشد . تفسير ابيات سپس از خداوند متعال به موسى عليه السلام وحى مىشود كه برو و از راه لطف خواستهء آن جوان را اجابت نما . تو آن چه را كه آن جوان لازم مىداند به او بده و دست اختيار او را در اين كار بگشاى . نمك همهء عبادتها اختيار است ، و الا همه موجودات اين گردون بزرگ در حركت و مشغول عبادتند . گردش و حركت جهان طبيعت را نه پاداشى است و نه كيفرى ، زيرا موقع محاسبه روى اختيار تكيه خواهد شد . [ البته مقصود از اين كه جهان طبيعت اختيارى ندارد ، آن نيست كه ما همهء جهان را شناخته‌ايم و هيچ گونه اختيار از هيچ نوع در آنها وجود ندارد . اين ادعا به هيچ وجه شنيدنى نيست ، مخصوصاً با نظر به بعضى از آيات كه مىگويد : پس از آن كه به زمين و آسمان دستور داديم كه مطابق مشيت ما به جريان بيافتند ، آنها از روى