محمد تقي جعفري
338
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
ور بود اين جبر جبر عامه نيست جبر آن امارهء خودكامه نيست گاه ديگر قيوميت مطلقهء الهى را پيش مىكشد و روشى ما فوق جبر در پيش مىگيرد . البته در دفتر پنجم مخصوصاً و در دفاتر ديگر به طور عموم و گاهگاهى اختيار را صد در صد ترجيح مىدهد ، از آن جمله همين مورد بحث و تحليل ما است . نكتهاى كه بايد در نظر گرفت ، اين است كه قدرت انتقالات ذهنى جلال الدين و تسلط شگفت انگيزى كه باوردن مثال و شاهد دارد ، در هر يك از نظريات گوناگون و متضادى كه در مسئلهء جبر و اختيار ابراز مىدارد ، مطالب شايستهء تامل و انديشهاى را مطرح مىكند . ما در دفتر پنجم مبحث مشروحى در روشهاى متنوع جلال الدين در مسئلهء جبر و اختيار وارد خواهيم كرد . موضوع ديگر كه در ابيات مورد تحليل بايد مطرح شود ، استدلال جلال الدين به وجود اختيار در انسان است ، و مىخواهد علت تمجيد و تكريم خداوندى را در بارهء انسان ناشى از پديدهء اختيار معرفى كند . به نظر مىرسد اين استدلال صحيح نيست ، زيرا اختيار مىتواند بهترين دليل به عظمت روانى و اهميت كارگاه مغز آدمى بوده باشد و اين عظمت و اهميت با قطع نظر از هدف گيرى و محصولى كه ايجاد خواهد كرد وارد منطقهء ارزشها نمىباشد . لذا مىتوان گفت : مقصود از « و لقد كرمنا » بيان ارزش مطلق براى انسان نيست . بلكه اشارهاى به عظمت و اهميت وجودى او در ميان ساير موجودات است و اگر اين تفسير را براى « تكريم » نپذيريم ، مجبوريم ده ها آيات ديگر را كه انسان را از نظر طبيعت ماديش مانند ساير موجودات ، بلكه پستتر از آنها معرفى مىكند ، تاويل نابجا كنيم . مگر اين كه مقصود از اختيار اعتلاى روح آدمى و برتر رفتن آن از همهء انگيزه ها و عوامل پست ماديات بوده باشد . و معلوم است كه چنين اختيارى را همهء