محمد تقي جعفري
337
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
وَفَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا . » 17 : 70 ( 1 ) ( به تحقيق ما اولاد آدم را اكرام نموديم و آنان را در خشكى و دريا به راه انداخته و از مواد پاكيزه به آنان روزى نصيب كرديم و آنان را بر مقدار زيادى از مخلوقات ، نوعى از برترى بخشيديم . ) ( ( 3286 ) ) گفت يزدان تو بده بايست او بر گشا در اختيار آن دست او . . . ( ( 3291 ) ) ز انكه كرّمنا شد آدم ز اختيار نيم زنبور عسل شد نيم مار آيا نيروى اختيار آدمى است كه موجب اكرام خداوندى گشته است ؟ از مجموع ابيات جلال الدين در اين عنوان ( وحى آمدن از حق تعالى . . . ) چنين بر مىآيد كه اولًا جلال الدين پديدهء اختيار را در انسان تصديق مىكند ، سپس ملاك ارزش انسانى را كه خداوند به او عنايت فرموده است در آن اختيار مىبيند كه انسان را از ساير موجودات جدا نموده او را در مقامى برتر مىگذارد . مسلم است كه سخنان جلال الدين در مبحث جبر و اختيار فوق العادهء گوناگون و درهم و برهم است ، گاهى روش او مانند روش جبريون محض بوده ، انسان را مجبور مىداند ، گاهى ديگر او را داراى اختيار معرفى مىكند ، با رسوم نظريهاى شبيه به نظريهء اشعريون ابراز مىدارد . موقعى هم براى انسان اختيارى شبيه به امر بين الامرين مكتب تشيع مطرح مىكند . گاهى مىگويد : « اين نه جبر ، اين معنى جبارى است » . باز در موارد ديگر مىگويد :
--> ( 1 ) سوره الإسراء ، آيهء 70 . .