محمد تقي جعفري

297

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

( ( 3148 ) ) اين كسى ديده است كز يك راويه سرد گردد سوز چندين هاويه ( ( 3149 ) ) اين كسى ديده است كز يك مشك آب گشت چندين مشك پر بىاضطراب ( ( 3150 ) ) مشك خود رو پوش بود و موج فضل مىرسد از امر او از بحر اصل ( ( 3151 ) ) آب از جوشش همىگردد هوا و آن هوا گردد ز سردى آبها ( ( 3152 ) ) بلكه بىاسباب و بيرون زين حكم آب رويانيد تكوين از عدم ( ( 3154 ) ) با سببها از مسبب غافلى سوى اين رو پوشها ز ان مايلى ( ( 3155 ) ) چون سببها رفت بر سر مىزنى ربنا و ربناها مىكنى ( ( 3156 ) ) ربّ همىگويد برو سوى سبب چون ز صنعم ياد كردى اى عجب ( ( 3157 ) ) گويدش زين پس تو را بينم همه ننگرم سوى سبب و آن دمدمه ( ( 3158 ) ) گويدش ردوا لعادوا كار توست اى تو اندر توبه و ميثاق سست ( ( 3160 ) ) ننگرم عهد بدت بدهم عطا از كرم اين دم چو مىخوانى مرا از من آيد جمله احسان و وفا وز تو بد عهدىّ و تقصير و خطا حاصل آن كه در سبب پيچيده اى ليك معذورى همين را ديده اى ( ( 3161 ) ) قافله حيران شدند از كار او يا محمد چيست اين اى بحر خو ؟ ( ( 3162 ) ) كرده‌اى رو پوش مشك خرد را غرقه كردى هم عرب هم كرد را آيه « بَلْ بَدا لَهُمْ ما كانُوا يُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ وَلَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْه وَإِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ . » 6 : 28 ( 1 ) ( بلكه آن چه را كه پيش از اين مخفى مىكردند : بر آنان آشكار گشت ، اگر آنان بار ديگر از آتش نجات پيدا كنند و بزندگانى دنيا بر گردند ، به همانچه كه نهى شده بودند بر مىگردند . )

--> ( 1 ) سوره الانعام ، آيهء 28 . .