محمد تقي جعفري

280

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

نوميد شدن انبياء عليهم السلام از قبول و پذيرايى منكران قوله تعالى حتى إذا استيأس الرسل الخ ( ( 3077 ) ) انبيا گفتند با خاطر كه چند مىدهيم اين را و آن را وعظ و پند ( ( 3078 ) ) چند كوبيم آهن سردى ز غى در دميدن در قفس هين تا به كى دمّ خر پيمودن آخر تا به چند چون نيفزايد جوى جز ريشخند ( ( 3079 ) ) جنبش خلق از غذا و وعده است تيزى دندان ز سوز معده است ( ( 3080 ) ) نفس اول راند بر نفس دوم ماهى از سر گنده گردد نى ز دم ( ( 3081 ) ) ليك هم مىدان و خر مىران چو تير چون كه بلَّغ گفت حق شد ناگزير ( ( 3082 ) ) تو نمىدانى كه آخر كيستى جهد كن چندان كه دانى چيستى ( ( 3083 ) ) چون نهى بر پشت كشتى بار را بر توكل مىكنى آن كار را ( ( 3084 ) ) تو نمىدانى كه از هر دو كيى غرقه‌اى اندر سفر يا ناجيى ( ( 3085 ) ) گر بگويى تا ندانم من كيم در نخواهم تاخت بر كشتى و يم ( ( 3086 ) ) من درين ره ناجىام يا غرقه ام كشف گردان كز كدامين فرقه ام ( ( 3087 ) ) من نخواهم رفت اين ره با گمان بر اميد خشك همچون ديگران ( ( 3088 ) ) هيچ بازرگانيى نايد ز تو ز انكه در غيب است سرّ اين دو رو ( ( 3089 ) ) تاجر ترسنده طبع شيشه جان در طلب نى سود دارد نى زيان ( ( 3090 ) ) بل زيان دارد كه محروم است و خوار نور او يابد كه باشد شعله خوار ( ( 3091 ) ) چون كه بربوك است جمله كارها كار دين اولى كز اين يا بى رها ( ( 3092 ) ) نيست دستورى در اين جا قرع باب جز اميدا الله اعلم بالصواب آيه « يا أَيُّهَا اَلرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه وَالله يَعْصِمُكَ مِنَ اَلنَّاسِ إِنَّ الله لا يَهْدِي اَلْقَوْمَ اَلْكافِرِينَ . » 5 : 67 ( 1 )

--> ( 1 ) سوره المائدة ، آيهء 67 . .