محمد تقي جعفري

281

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

( اى پيامبر ، آن چه را كه از پروردگارت به تو نازل شده است تبليغ كن ، اگر انجام ندهى رسالت آن چه را كه به تو نازل شده است ابلاغ نكرده‌اى ، خداوند ترا از شر مردم حفظ مىكند ، به طور تحقيق خداوند مردم كافر را هدايت نمىكند ) . روايت « التاجر الجبان محروم و التاجر الجسور مرزوق » ( 1 ) ( ( 3080 ) ) نفس اول راند بر نفس دوم ماهى از سر گنده گردد نى ز دم مقصود از راندن نفس اول بر نفس دوم چيست ؟ در بعضى از نسخه هاى مثنوى بجاى نفس در هر دو مورد مصرع اول ، عقل ثبت شده است ، بدين ترتيب : عقل اول راند بر عقل دوم ماهى از سر گنده گردد نى ز دم آن گاه در بارهء تفسير بيت مطالبى گفته‌اند ، از آن جمله : بعضى از فضلا گفته : مقصود از عقل اول و عقل دوم ، همان دو عقل مرتب ( عقل اول و عقل دوم ) از عقول ده گانه است كه عده‌اى از فلاسفه در شروع خلقت اعتقاد كرده‌اند : خداوند به جهت تجرد و بساطت محض ، عقل اول را كه مجرد و بسيط است آفريد ، وقتى كه عقل اول به وجود آمد ، داراى دو جهت وجوبى و امكانى گشت ، وجوبى به جهت استناد به خدا ، امكانى با نظر بماهيت خود عقل ، يا داراى دو جهت عليت و معلوليت گشت ، معلولى بالنسبه به خدا ، على بالنسبه بموجودات بعدى ، عقل اول با داشتن اين دو جهت عقل دوم و فلك اول را به وجود آورد و عقل دوم ، عقل سوم و فلك دوم را . . . تا عقل دهم . البته اين مسئله حتى با موازين فلسفه هاى گذشتگان هم صحيح نيست ، زيرا آن جهات وجوبى و امكانى و على و معلولى امور اعتبارى هستند كه نمىتوانند منشأ

--> ( 1 ) الجامع الصغير ، سيوطى ، ج 1 ، ص 133 . .