محمد تقي جعفري

24

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

اما اين امر كه دانش خود حدودش را معين مىكند جز اين نخواهد بود كه اعتماد ما را به نتايجى كه به دست مىآورد مىتواند نيرو بخشد . پس جهان حقيقى ما بعد الطبيعى مبدا پژوهش علمى نيست ، بلكه مقصد وصول ناپذير آنست . اين اطمينان كه هر كشف تازه‌اى ما را در اين راه به پيش مىبرد ، بايد ناهنجاريهاى مربوط به پيچيدگى روز افزون ديد ما را از جهان جبران كند ، اين امر مسلم است كه درك ما از حقيقت در مقايسه با نظريه هاى ساده لوحانهء سابق چيزى شگفت و از راه بدر برنده در بر دارد تاثرات حسى مستقيم كه مبدا علمى قرار گرفته‌اند ، ديگر در اين كار جاى سابق را ندارند ، ديگر از آن چه مىبينيم يا مىشنويم يا مىپساويم سخنى نيست . آزمايشگاه ها يا اسبابهاى اندازه گيرى بغايت پيچيده كه به كار بردن آنها دشوار است مجهز شده‌اند . اسبابهايى كه طرح ريزى و ساخته شده‌اند تا مسائلى را حل كنند كه جز با مفاهيم مجرد و رمزهاى رياضى يا هندسى نامفهوم براى نامحرمان نمىتوانند به فرمول در آيند . اگر بگوييم كه علوم دقيقه حالا ديگر مانند اول فهم پذير نيستند ، پس از حقيقت بريده‌اند - و اين علوم آماج چنين ملامتى هم شده‌اند - در بارهء معناى آنها دچار اشتباه شده‌ايم . كسانى كه چنين مىانديشند از پيش بردن كاروان دانش باندازهء آزمايش كننده‌اى كه در كار كردن با دستگاههاى روزگار باستان پا فشارد ناتوان خواهد بود . براى آن كه گامى به پيش برداشته شود نه حرارت در كار كافى است نه شهود ، كارى بس پى گير و سختكوشانه لازم است كه غالبا مستلزم همكارى پژوهندگان بسيارى است . البته دانشمند در راه يك كشف با نوعى شهود راهنمايى مىشود ، چه انديشه هاى نو نه از عقل حسابگر ، بل از نيروى خيال آفريننده جرقه مىزند ، با اين همه ملاك داورى در بارهء اين شهود درجهء فهم پذيرى آن نيست - آن هم فهم پذيرى كه تا حد زيادى مسئله عادت و تمرين است - بلكه درستى روابطى است كه آن شهود امكان كشفش را مىدهد . به يقين هر پيش رفتى بر دشواريهاى كار مىافزايد ، و از پژوهنده چيز بيشترى طلب مىكند ، به قسمى كه ضرورت تقسيم كار پيوسته آمرانه تر مىشود .