محمد تقي جعفري
25
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
از حدود يك قرن باز ما شاهد جدايى عمل از نظر بودهايم ، آزمايش كننده در خط اول ايستاده است ، اوست كه آزمونها و اندازه گيرى قطعى را انجام مىدهد يك آزمون چيزى نيست جز سؤالى كه از طبيعت مىشود « ( 1 ) 23 » بدين سان در سراسر عمر خود را مقهور قدرتى برتر مىبينيم كه حقيقت آن از نظر گاه علوم دقيقه همچنان دور از دسترس فهم ماست ، اما دل بيدار نمىتواند از آن بىخبر باشد . براى كسى كه تفكرش تنها از نوع تفكر علمى نيست ، بلكه از نوع ما بعد الطبيعى نيز هست ، دو موضع گيرى بيش امكان ندارد كه از انتخاب يكى از آنها ناگزير است : ترس و سركشى يا پذيرش مقرون به طمانينه ، اگر مجموع بد بختيهاى وصف ناپذير و اندامهايى را در نظر آوريم كه آدميان از روزگاران بس كهن به اين سو ، پيوسته آماج آنها بوده است ، به هواى پيوستن به آن به بد بينى فلسفى مىافتيم كه براى زندگى ارزش قائل نيست و مىگويد : كه بشريت نخواهد توانست هيچ گام استوار و پايدارى به پيش بر دارد و يك تمدن همين كه به مرحلهء معينى رسيد زهرش را به خودش مىچكاند ، تا خويشتن را بىجهت نابود كند ، آيا چنين دعوايى در نظر دانش موجه است ؟ نه ، دانش براى پشتيبانى از اين دعوى صالح نيست از نظر علمى مىتوان به همان اندازه و شايد به دليل قويترى از عقيدهء مخالف آن دفاع كرد . براى اين كار بجا خواهد بود كه نه تنها چندين سده از تاريخ بلكه چندين هزاره را در نظر گيريم : آيا منكر اين هستيم كه انسان عاقل در طى صد هزار سالهء اخير پيش رفتهايى كرده است ؟ چه دليل دارد كه پيش رفت خود را اگر در راهى مستقيم نشد ، دست كم در راهى پر پيچ و خم ادامه ندهد ؟ اما چنين ملاحظاتى چندان كمك و قوت دلى براى فرد نخواهد بود . فرد جز اين كارى ندارد كه با توكل به قدرت برتر كه بر عالم حاكم است با پيكارهايى كه بايد بر عهده گيرد روبه رو شود . چه ، به هيچ يك از مادر گهوارهء حق خوشبختى و كاميابى ارزانى
--> ( 1 ) تصوير جهان در فيزيك جديد ص 96 تا 100 . .