محمد تقي جعفري

256

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

و هر انسانى هر اندازه هم كه پليد باشد از طرف خدا مأمور به عبادت غير خدا نخواهد بود . چون اين مسئله خيلى بديهى و يقينى است ، لذا بايد بگوييم : مقصود جلال الدين آن مضمون است كه در بيت زير آمده است : هر كه گريزد ز خرابات او ( خدا ) بار كش غول بيابان شود و اين مطلب كاملًا صحيح است ، به همان توضيح كه در بالا گفتيم كه پرستش و انجام وظيفه به قول كانت شريفترين و اساسىترين عنصر او است ، اگر آدمى موضوع اصلى پرستش را دريافت و آن را مورد پرستش قرار داد ، با يك وسيلهء واقعى به مقصد واقعى رسيده است و اگر موضوع اصلى پرستش را دريافت نكرد ، به طور طبيعى نه با اجبار الهى سراغ موضوعات ديگر رفته و آنها را خواهد پرستيد . مسئلهء سوم - فرماندهان و امراى حيات طبيعى بشرى به طور عموم خواهان پرستش نيستند ، چنان كه بت جامد از بت پرست نمىخواهد كه او را پرستش كنند ، زيرا يك انسان در هر مقام تسلط و سيطره هم كه بوده باشد ، اگر معناى واقعى پرستش را درك كند ، امكان ندارد كه از مردم طلب عبادت نمايد ، چنان كه هيچ انسانى هر قدر هم كه در مرتبهء پائين از شخصيت قرار گرفته باشد ، اگر اعتدال روانيش را از دست نداده و شخصيت خود را در اختيار داشته باشد و حقيقت پرستش را هم بداند ، امكان ندارد كه انسانى مانند خود را بپرستد ، به همين جهت است كه مىگوييم : در آن موارد كه مورد دلباختگى قرار گرفته است ، اگر كلمهء پرستش به كار برود ، مقصود يك مفهوم عمومى است كه جامع كلىاش دلباختن و خود باختن مىباشد ، بلى شخصيتهاى مقتدر آن گاه كه خودشان را فراموش مىكنند ، دل و شخصيت مردم را مطالبه مىكنند و مىخواهند همهء موجودات مانند قطعات لباسشان تسليم و تابع محض باشند و همين مقدار از تسليم و پيروى و بردگى براى روح طغيانگر آنان كافى است و آنان چنان كه گفتيم - شيفتگى به قدرت نمىگذارد آنان معناى پرستش واقعى را درك كنند ، تا آن را از مردم مطالبه نمايند .