محمد تقي جعفري
18
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
او دايماً از اين حيث رنج مىبرد كه در مقابل تهمت جادوگرى كه مردم به مادرش مىبستند ناچار بود دفاع كند . اگر كسى در زندگى وى دقيق شود ، خواهد دانست كه علت نيرومندى و خستگى ناپذيرى و بارورى او همان ايمان عميقى بود كه بر علم خود داشت ، نه ايمان به اين كه ممكن است : اتفاقا از ميان مشاهدات نجومى خود نتايج تركيبى رياضى به دست آورد ، بلكه ايمان عميق به اين كه در پشت سر تمام جريان خلقت نقشهء معينى وجود دارد . چون به چنين طرح و نقشهاى ايمان داشت ، رنجى را كه براى كار خود مىديد مىپسنديد ، و چون هرگز ايمانش سرد نمىشد و عقب نمىافتاد كارى كه مىكرد زندگى تيره و اندوهناك او را نورانى و پر از حيات نگاه مىداشت . بياييد او را با تيكو براهه مقايسه كنيم . براهه نيز همان مواد و مصالحى را كه كپلر در اختيار داشت دارا بود و بعلاوه براى او فرصتهاى مناسبترى هم پيش آمد ، ولى وى فقط به عنوان يك پژوهنده شناخته مىشود ، زيرا او نسبت به وجود قانون ابدى خلقت ايمان نداشت . براهه تنها جويندهاى باقى ماند ، در صورتى كه كپلر خالق علم نجومى جديد شد . نام ديگرى كه در اين باره به خاطر مىرسد ، نام پوليو روبرت ماير است . اكتشاف او خيلى به دشوارى مورد توجه قرار گرفت ، زيرا در ميانه قرن گذشته شكاكىگرى در فلسفهء طبيعى و فيزيك عالمگير بود ، و حتى مردم روشنفكر و درس خوانده نيز گرفتار آن بودند . ماير به كار خود با همهء دشواريها ادامه مىداد ، نه از آن لحاظ كه چيزى را اكتشاف كرده بود و مىتوانست ثابت كند ، بلكه از آن جهت كه به چيزى ايمان داشت . فقط در 1869 بود كه انجمن فيزيك ، به رياست هلمهولتز ، اثر ماير را برسميت شناخت . « مورفى : گوته گفته است : كه عاليترين حد كمال كه فكر بشر مىتواند