محمد تقي جعفري
198
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
« وَضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَنَسِيَ خَلْقَه قالَ مَنْ يُحْيِ اَلْعِظامَ وَهِيَ رَمِيمٌ . » 36 : 78 ( 1 ) ( به ما مثل زده و خلقت خود را فراموش مىكند و مىگويد : كيست كه اين استخوانهاى پوسيده را زنده خواهد كرد ) ( ( 2787 ) ) تو چه دانى سرّ چيزى تا تو كل يا به زلف و يا به رخ آرى مثل ؟ اغلب مثلها را كه در توجيه و ادعاى حقيقت مىآوريم ، همانند مثلى است كه كچل در بارهء زلف و نابينا در بارهء نور و رنگها مىآورد در مقدمهء جلد نهم از تفسير و نقد و تحليل مثنوى مسائلى را در بارهء مثال و قدرت فوق العادهء جلال الدين در تمثيل مطرح خواهيم كرد . در اين مورد يك نكتهء اساسى را به طور اختصار متذكر مىشويم : شرط اساسى يك مثال خوب و شايسته كه بتواند خود مثال زننده و ساير انسانهاى آگاه را قانع بسازد ، اطلاع كافى بر واقعيت و جنبه هاى صحيح و ناصحيح مثال مىباشد . اگر اهميت مثال را در بيان يا دگرگون ساختن واقعيات در نظر بگيريم ، خواهيم ديد كه مثال زدن در عين حال كه كمك بسيار لازم و شايستهء فهم واقعيات است ، در عين حال با كوچكترين مسامحه ، بسيار خطرناك هم مىباشد . درك معقول و تطبيق آن به محسوس به طورى كه نشان دهندهء حقيقى آن معقول باشد هرگز امكان پذير نخواهد بود . نهايت كارى كه از عهدهء مثال بر مىآيد اين است كه آن معقول يا هر مطلب دور از دست را بفهم آدمى نزديكتر بسازد و اين كار احتياج به اطلاع كامل به معقول و مطلب محتاج به تشبيه و همچنين به جهات مختلف مثال دارد . تفسير ابيات پيامبران به منكرين تبه كار پاسخ دادند : كه شما شايستگى مثل ساختن و آن را
--> ( 1 ) سوره يس ، آيهء 78 . .