محمد تقي جعفري
169
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
( من در مقابل اجراى رسالتم پاداش نمىخواهم ، پاداش من بعهدهء كسى نيست جز خداوند عالميان ) . ( ( 2694 ) ) گر بگيرى گوهرى سنگى شود ور بگرى مهر دل جنگى شود ( ( 2695 ) ) ور بگيرى نكتهء بكر و لطيف بعد دركت گشت بىذوق و كثيف انحراف درونى يك پديدهء بىطرف نيست ، بلكه علتى است كه مهرها را كينه ، حقها را باطل ، نكته هاى بكر و لطيف را كهنه و كثيف مىسازد نسبت عظمت مسألهاى كه جلال الدين در دو بيت فوق متذكر مىشود ، با اهميتى كه مردم معمولا براى اين مسئله قائلاند ، نسبت كاملًا معكوس است . شايد از جنبهء ذهنى قضيه اغلب مردم آگاهند كه هر جوهرى كه در درون آدمى رسوب پيدا كند ، همهء گفتارها و كردارها و نيتهاى انسانى را با رنگ خود رنگ آميزى مىكند . آرى اغلب مردم اين قضيه را كم و بيش مىدانند ، اما هيچ كس حاضر نيست كه در بارهء رسوب يافته در درون خويش به تامل بپردازد و با واقعيات تعديلش كند . براى نشان دادن اهميت قضيهء مورد بحث ، لازم است كه مجموع عواملى را كه انسان را به جبهه گيرى و اختصاص پذيرى وادار مىكند ، به طور فهرست در نظر بگيريم : 1 - عامل وراثت كه به وسيلهء كروموزومها از پدران به فرزندان منتقل مىگردد با قطع نظر از تعيين مقدار و چگونگى اوصاف قابل انتقال و شرايط آن ، اين مسئله مسلم است كه وراثتى در كار است و نوعى از اختصاص انسانى از پدران به فرزندان منتقل مىگردد .