محمد تقي جعفري

170

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

2 - عامل خانوادگى و سيستمى كه در يك خانواده حكمفرما است از خصوصيتهاى روانى و اخلاقى و مذهبى و اقتصادى خانواده ناشى شود . 3 - عامل محيط جغرافيايى و حقوقى و سياسى و مذهبى و اقتصادى . . . 4 - دخالت حواس و چگونگى ساختمان درونى انسان در جهان يا بى و انسان بينى : . . . در مجلدات تفسير و نقد و تحليل مثنوى بارها اين اصل را كه از دورانهاى قديم مورد تصديق همه بوده و نيلز بوهر آن را با يك جملهء ادبى و زيبا بيان كرده است : « ما در نمايش نامه بزرگ وجود هم بازيگريم هم تماشاگر » متذكر شده‌ايم . و گفته‌ايم : آن چه را كه بنام خطاى حواس معروف شده است ، غلط مشهورى است كه از مسامحه در شناخت عالىترين منشا معارف ما ناشى شده است . چشمى كه كوه بسيار مرتفع را از دور مانند تپه‌اى بلند مىبيند ، به هيچ وجه خطا نمىكند ، بلكه با نظر به ساختمان و مسافت ميان چشم و جسم مريى و ساير شرايط فيزيكى بايد همان كوه مرتفع مانند تپهء كوتاهى ديده شود ، اگر بر عكس يعنى با شرايط فوق باز كوه مرتفع ديده شود ، چشم خطا كرده است . اين عامل چهارم در ايجاد اختصاص ديدگاه و هر گونه تماس انسان با واقعيتهاى خارج از خود ، فوق العادهء حائز اهميت است . 5 - موقعيتهاى موقت مانند ، حالاتى كه انسان در لذت غوطه ور است ، يا در اندوه فرو رفته است ، همچنين خوش بينىها و بد بينىها كه سطح من را فرا گرفته است و نمىگذارد من بى طرفانه با واقعيت تماس بگيرد . اين موقعيتهاى موقتى هم كم و بيش موجب اختصاص در گيرندگى و باز دهى روان آدمى مىگردد . 6 - اختصاصات دائمى كه ما براى تسهيل مطلب ، اصطلاح جوهر رسوب يافته در درون براى آن به كار برديم . موقعيت و اختصاص شمارهء 5 و 6 ممكن است بيكى از دو عامل زير مستند باشد : الف - عامل غير اختيارى - بدين معنى كه ريشه هاى محسوس يا نامحسوس و ظريف از عوامل شماره 1 و 2 و 3 و 4 در موقعيت و اختصاص مزبور دخالت بورزند .