محمد تقي جعفري

138

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

بررسى كرده‌ايم . به نظر مىرسد كه سيطره و نظارت مطلق خداوندى بر تمام موجودات از يك طرف ، و ناچيزى قدرت و علم انسانى از طرف ديگر و دلالت ظاهرى بعضى از آيات موجب شده است كه جلال الدين در موضوع مزبور گاهى راه افراط پيش بگيرد . در صورتى كه نه اختيار انسان در بعضى از كارهايش با مسائل فوق منافات دارد و نه عدم استناد شر به خداوند . بلكه چنان كه در دفتر پنجم خواهد آمد ، آزادى اراده حقيقتى است كه انكارش مانند انكار يك اصل بديهى و انحراف از آيات و احاديث و اصول عقلانى و وجدانى است . همچنين اسناد شر به خداوند متعال بدون تأويل آن به اسناد قدرتها و ساير وسايل طبيعى و غير اختيارى شرور به خدا ، مسئله ايست كه تمام اصول و قوانين فلسفه الهى و زير بناى اديان را پوچ مىسازد ، در اين مورد به شرح مفصل اين مسئله پردازيم ، زيرا در مباحث گذشته به حد لازم و از بعض جهات به حد كافى بحث شده و در تفسير و نقد و تحليل دفتر پنجم مثنوى كوشش خواهيم كرد تا آن جا كه بتوانيم بررسى كافى در مسئله مزبور داشته باشيم . موضوع دوم - اين كه رابطهء عليت ميان رويدادها مولود خيال است و بس . اين موضوع در دو بيت مورد بحث تقريبا صريح گفته شده است و ابيات ديگرى وجود دارد كه مىتواند اشاره‌اى به خيالى بودن رابطهء مزبور بوده باشد . مانند : تو ز طفلى چون سببها ديده اى در سبب از جهل بر چفسيده اى اين موضوع در مباحث علت و معلول ، از حساسترين موضوعات است كه تا حدودى در ملاحظات گذشته مطرح شده است در اين جا مىخواهيم دو نظريهء متضاد را در بارهء رابطه عليت مشروحاً مطرح كنيم : نظريهء يكم - همان نظريهء كلاسيك است كه مىگويد : رويدادهايى كه در جهان هستى پشت سر هم و با استناد به يك ديگر ( اين از آن است ) صورت مىگيرد . داراى رابطه عليت بوده و اين رابطه مانند ساير روابط منطقى و رياضى ضرورى بوده و با به دست آوردن علم به علت مىتوان علم به معلول پيدا كرد .