محمد تقي جعفري
137
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
چون سبب نبود چه ره جويد مريد پس سبب در راه مىآيد پديد ( 1 ) از دو طريق ميتوان قانون عليت را به عنوان راهى به منزلگه حقيقت تلقى كرد . طريق يكم - همان روش معمولى در بهره بردارى از قانون مزبور است كه مىگويد : تعاقب علل و معلولات : ذهن آدمى را به سر سلسله آنها متوجه مىسازد و مىفهمد كه اين همه علت و معلولها و رابطهء موجود ميان آنها با روشنترين وجه وابستگى خود را به موجود برترين اثبات مىكند . در مباحث گذشته گفتيم كه : اين روش ممكن است ذهن آدمى را دچار اشتباه كرده و گمان كند كه قانون عليت با همه شرايط و اصولش قابل تطبيق به خداست ، در صورتى كه به هيچ وجه اين اسناد صحيح نيست و اعتراض كانت به اين روش اعتراض با مورديست كه مىگويد : اين انديشهء عليت را اگر شامل خدا بدانيم گرفتار تناقض مىشويم . و براى از بين بردن همين اشكال بوده است كه جلال الدين جنبهء عليت را به كلى از خدا منفى ساخته و مىگويد : چار طبع و علت اولى نيم در تصرف دايماً من باقيم طريق دوم - استمرار تجدد حركت در ماده به وسيلهء جريان خواص اشياء كه يكى از جلوه گاههاى عالى قانون ( اين از آن ) ( عليت ) مىباشند . اين طريق عالىتر و واقع بينانه تر از طريق اول است . 12 - آيا رابطهء عليت مولود خيال آدمى است ؟ از مسبب مىرسد هر خير و شر نيست اسباب و وسايط را اثر جز خيال منعقد بر شاه راه تا بماند دور غفلت چند گاه ( 2 ) مضمون دو بيت فوق دو موضوع مهم را در بر دارد : موضوع يكم - استناد خير و شر به خداوند . در سراسر مثنوى اين موضوع در موارد گوناگون مطرح شده است . و ما هم تا كنون همان موارد را در موضوع مزبور ،
--> ( 1 ) دفتر پنجم ، ص 305 بيت 23 و 24 . . ( 2 ) دفتر پنجم ، ص 305 بيت 28 و 29 . .