محمد تقي جعفري

111

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

3 - آيا علت مىتواند ضد خود را به عنوان معلول صادر كند ؟ آيا سنخيت ميان علت و معلول شرط است ؟ عين آن تخييل را حكمت كند عين آن زهر آب را شربت كند در خرابى گنجها پيدا كند خار را گل جسمها را جان كند آن گمان انگيز را سازد يقين مهرها انگيزد از اسباب كين ( 1 ) كز چنان رويى چنين قهر اى عجب هر كسى مشغول گشته در سبب من سبب را ننگرم كان حادث است ز آن كه حادث حادثى را باعث است ( 2 ) آب صبرت آب جوى خلد شد جوى شير خلد مهر توست و ود ذوق طاعت گشت جوى انگبين مستى و شوق تو جوى خمر بين اين سببها آن اثرها را نماند كس نداند چونش جاى آن نشاند اين سببها چون به فرمان تو بود چار جو هم مر تو را فرمان نمود ( 3 )

--> ( 1 ) دفتر اول ، ص 13 بيت 55 و 56 و 57 . . ( 2 ) دفتر دوم ، ص 119 بيت 53 و 54 . . ( 3 ) دفتر سوم ، ص 193 بيت 1 و 2 و 3 و 4 . . توضيح - مقصود از چارجو ، چشمه سارهاى بهشتى است كه در آيهء 15 از سوره محمد صلى الله عليه و آله وارد شده است : « مَثَلُ اَلْجَنَّةِ اَلَّتِي وُعِدَ اَلْمُتَّقُونَ فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَأَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُه وَأَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ وَأَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى وَلَهُمْ فِيها مِنْ كُلِّ اَلثَّمَراتِ وَمَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ » انسانى 1 - 39 47 : 15 . . ( مثل بهشتى كه به پرهيزكاران وعده شده است ، جايگاهى است كه چشمه سارهايى از آب تازه و دائمى و چشمه سارهايى از شير كه طعمش تغيير پيدا نكرده است و چشمه سارهايى از شراب كه موجب لذت كسانى است كه آن را مىآشامند و چشمه سارهايى از عسل صاف در آن وجود دارد و براى آنان در آن بهشت از هر گونه ميوه جات و بخششى است از پروردگارشان ) .