محمد تقي جعفري

106

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

اصل « اين از آن » شراره را به طور مستقيم از راه حس چشم به سنگ و آهن نسبت مىدهد . همچنين ساير علل و معلولات . مطلب دوم - دخالت امر الهى در همين جريان ( اين از آن ) اگر چه به وسيلهء حواس درك ن مىشود ، اما از دو راه مىتوان اين دخالت را پذيرفت : راه يكم - همان منطق كه باعث شده است براى هر رويدادى علتى وجود داشته باشد ، همان منطق سؤال را تا به دست آوردن علت ما فوق همهء علل ادامه مىدهد زيرا كدامين موجود است كه در اين دنيا قدم به پهنهء هستى بگذارد و خود يكى از رويدادهايى نباشد كه علت ديگرى او را به وجود آورده است ؟ قانون عليت استثناء بر دار نبوده ، در هر قلمروى اعم از ذهن و خارج جريان دارد ، بلى وقتى كه يك وجود جنبهء رويدادى نداشته باشد و سابقهء نيستى براى او فرض نشود مشمول قانون عليت نخواهد بود . اين موجود منحصر به خدا است كه از عرصهء رويدادها خارج و از جريان عليت چنان خارج است كه از جريان قانون جاذبيت و اشغال زمان و فضا و قابليت تجزيه و تركيب و حركت از نقص بكمال يا به عكس از كمال به نقص . ( 1 ) اگر همهء موجودات احتياج به علت دارد و علت به وجود آورندهء آنها خداست ، پس خدا را كه به وجود آورده است ؟ مردم ، حتى گاهى بعضى از متفكرين هم اشتباه خنده آورى در اين باره مرتكب شده مىگويند : خيلى خوب ، بنا بقانون عليت ، هر رويدادى را علتى لازم است و همهء جهان هستى معلول خدا و خدا علت آن است . پس علت به وجود آورندهء خدا چيست ؟ اينان فكر نمىكنند كه قوانين مأخوذه از جريانات جهان هستى نمىتواند شامل خود خدا بوده باشد . به عنوان مثال : بدن مادى انسان مشمول عده‌اى از پديده ها

--> ( 1 ) راه دوم را پس از بحث مختصر در مسئله زير ( اگر همه موجودات احتياج به علت دارد . . . ) مطرح خواهيم كرد . .