محمد تقي جعفري

39

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

و اين بار با بر گزيدگان نيرومند و مغرور خود خواهى آمد . ليكن ما در جواب آنان مىگوييم كه آنان فقط خودشان را نجات داده‌اند و حال آن كه ما تمام بشريت را رهايى بخشيده‌ايم مىگويند زن زانيه كه بر حيوان سوار است و جامى را كه كلمه « اسرار » روى آن نقش شده است به دست دارد به هلاكت خواهد رسيد و بار ديگر ناتوانان علم طغيان بر خواهند افراشت و لباس ارغوانى او را خواهند دريد و بدن « ناپاكش » را عريان خواهند ساخت اما من آن گاه قد علم خواهم كرد و به تو هزاران ميليون تن افراد نيك بختى را كه هرگز گناه نديده‌اند نشان خواهم داد و ما كه براى خاطر نيك بختى آنان بار گناهانشان را به عهده گرفته‌ايم در مقابل تو خواهيم ايستاد و به تو خواهيم گفت : « اگر مىتوانى و جرئت دارى ما را محاكمه كن » بدان كه من از تو بيم ندارم و من هم مانند تو در بيابان بسر برده‌ام و مانند تو از ريشهء گياهان و ملخ تغذيه كرده‌ام و همان آزادى را كه تو به افراد بشر ارزانى داشته‌اى تبرك مىنمودم و عزم داشتم در سلك بر گزيدگان تو و در ميان نيرومندانى كه ميل داشتند عدهء پيروان ترا تكميل كنند در آيم ، اما به خود آمدم و از ارتكاب اين جنون سر باز زدم و به كسانى گراييدم كه براى اصلاح كار تو قد علم كرده‌اند . من از مغروران بريدم و براى نيك بختى افراد بشر بمتواضعان پيوستم . آن چه را كه به تو گفتم انجام خواهد يافت و سلطنت ما برقرار خواهد شد . بار ديگر به تو مىگويم فردا همين گله مطيعى كه مىبينى ، به يك اشاره من در آتشى كه براى سوزانيدن تو روشن خواهم كرد - و تو را در آن براى ايجاد مزاحمت در راه ما خواهم سوزانيد - هيزم خواهند ريخت ، زيرا هر گاه كسى باشد كه مستوجب سوخته شدن در آتش ما باشد بدون شك تو هستى . فردا تو را خواهم سوزانيد اين بود گفتنىهاى من . » ( 1 )

--> ( 1 ) همان مأخذ ، ص 309 - 319 . . در اين جملات مشروح در عين حال كه مضامينى بسيار عالى ديده مىشود ، بعضى از مطالب سست و بىمنطق به نظر مىرسد ، لذا مطالعه كنندگان با دقت بيشترى بررسى فرمايند . .