محمد تقي جعفري

3

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

مقدمه‌اى بر تعريف گرايش پيش از آن كه گرايشهاى پنجگانه را مطرح كنيم ، سزاوار است كه پديدهء گرايش را به طور مختصر متذكر شويم : از پديده هاى روانى كه بسيار حساس و با اهميت است ، همين پديدهء گرايش است . معناى تحت اللفظى اين كلمه در لغت پارسى بسيار وسيع است ، زيرا از حد اقل تمايل شروع مىشود و تا آن حالت روانى كه شخصيت را به طور صد در صد در اختيار موضوع گرايش مىگذارد ، در بر مىگيرد . درست است كه ما نمىتوانيم ماهيت هيچ يك از صفات و نيروها و پديده هاى روانى را مانند ماهيت يك موضوع فيزيكى بشناسيم ، ولى مىتوانيم هر يك از آنها را با لوازم و خواصى كه دارد ، از ساير صفات و نيروهاى روانى تفكيك نماييم . آن چه كه مىتوانيم در بارهء گرايش به معناى اعتقاد و وابستگى حيات روانى به يك موضوع بگوييم اين است : پديدهء گرايش كه محصولى از درك مطلوبيت يك موضوع و تمايل شديد به آن است ، محصولى است از علم به مطلوب بودن موضوع كه مانند جزئى از ذات مىشود و واقعيت همان موضوع كه عنوان ايده آل پيدا كرده است ، در شخصيت انسانى شروع به فعاليت مىكند ، لذا در اين پديده ، برون ذات آدمى پيوند خاصى با درون ذات مىگيرد ، به طورى كه موضوع مطلوب هم جنبهء خارج از ذات دارد ( و به همين جهت به عنوان ايده آل شخصيت انسانى را به سوى خود جلب مىكند و مىكشاند ) و هم جنبهء درون ذات دارد ( زيرا علم و اشتياق به آن جزء فعال از شخصيت انسان بوده ، گويى تا اعماق جان آدمى ريشه دوانيده است ) . گرايش از اين نظر بىشباهت به پديدهء عشق نيست ، زيرا در اين نمود حيرت انگيز نيز ما با چنين وضعى روبه رو هستيم . معشوقى بيرون از ذات ما وجود دارد كه ما را جلب مىكند و به سوى خود مىكشاند و علم و اشتياق و شور ما را در بارهء خودش حفظ و تشديد مىكند .