محمد تقي جعفري

26

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

انسانى رفته رفته به خود ايده آل و خود ايده آل كم كم به خود ملكوتى اعتلا پيدا مىكند . در اين مرحله است كه انسان به غايت و هدف هستى خود نائل مىگردد . چهارم - در اين رهگذر انسان احساس مىكند كه او تنها نيست ، افراد ديگر هم كه هم نوعان او هستند - با اختلاف رنگها و اشكال و وضع روانى كه دارند ، در اين كه مسافر يك راه هستند با او شريك و هم قافله مىباشند ، يعنى اين افراد با طبقات و اصناف و جوامع گوناگون كه دارند ، همگى مىخواهند زندگانى مادى و معنوى خود را تامين نمايند ، از آن جهت كه همگان داراى خود طبيعى هستند قيافهء تنازع و تصادم به خود مىگيرند ، لذا قوانين و مقررات مناسبى را وضع و به مرحلهء اجراء در مىآورند كه بتوانند به هم زيستى و به عدالت اجتماعى نائل شوند . پس همهء افراد بشرى اعضاى خانواده‌اى هستند كه در محلى به نام زمين سكونت دارند ، گرايش به خود ايده آل و سپس به خود ملكوتى اين را براى او قابل دريافت مىسازد كه يك روح كلى همه ارواح جزئى خانوادهء زمين را در بر گرفته است كه شعاع ربانى ناميده مىشود . پس همهء ما اجزاء يك شعاع هستيم ، بنا بر اين لذايذ و آلام همهء ما در آن روح كلى منعكس مىشود و سپس آن روح كلى كه شعاع الهى است ، همهء آن لذايذ و آلام را به همهء ما بر مىگرداند ، بنا بر اين بايد لذت خود را لذت همگان بدانيم و درد ديگران را دردى براى خود احساس كنيم . تا اين جا اين مطلب به خوبى اثبات شد كه : فقط دين است كه با فرمول : « انا لله و انا إليه راجعون . » مىتواند شايسته ترين و كافىترين موضوع اعتقاد و گرايش بوده باشد . به توضيح اين كه دين با زير بناى فوق است كه انسان را با طبيعت و ما فوق آن آشنا ساخته و نيروى تحرك به ايده آل اعلا را در او به وجود مىآورد .